صفحه ها
دسته
موسسه فرهنگی هنری و پژوهشی سیمای حقیقت
کتابفروشی ولوازم التحریرنوآوران
وبلاگ اختصاصی سیدمحمدجعفرمیرجلیلی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 20170
تعداد نوشته ها : 38
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب

تمام موجودات زنده تولید مثل می کنند. در انسان تولید مثل به وسیله دو نوع سلول انجام می پذیرد. اسپرم ها که به وسیله بیضه های مرد ساخته می شوند و تخمک ها که به وسیله تخمدان های زن تولید می شوند. هر یک از این سلول ها نیمی از مجموعه DNA (ماده ژنتیک) را در خود دارند. آنها از طریق مقاربت جنسی، کنار هم قرار می گیرند؛ اگر یک اسپرم وارد یک تخمک شود و آن را بارور کند، DNA مرد و زن ترکیب شده، سلول های جدیدی حاصل می شوند. بارداری زمانی رخ می دهد که این سلول ها خود را در رحم جای می دهند. در طول بارداری که حدود۴۰ ‌هفته (۹‌‌ماه) طول می کشد، این سلول ها تکامل یافته، نوزاد را به وجود می آورند.

آغاز بارداری

۱۴۸۴۷۸۳۴۳۲۴۳۵۴۳۵.jpg
سلولی که از اتصال تخمک و اسپرم حاصل می شود، تخم نام دارد. در عرض۲ ‌روز پس از بارداری، تخم سفر خود را از طریق لوله حمل تخمک به سمت رحم آغاز می کنند که این امر با فعالیت عضلات جدار لوله میسر می شود. در همین زمان، تخم خود را مکرراً‌ تقسیم می کند تا مجموعه ای از سلول ها به نام مورولا حاصل شود. پس از۵ ‌تا۷ ‌روز این مجموعه سلول به رحم می رسد. این مجموعه خود را به صورت امنی در آندومتر (سطح داخلی رحم) جای می دهد و به رشد خود ادامه می دهد. از این لحظه به بعد از بارداری به خوبی تثبیت می شود. یک بخش از مجموعه سلولـی به داخل آندومتر رشد می کند و تبدیل به جــفت می شود کـه نوزاد در حال تکامل را تغذیه می کند. بقیه سلول ها که نوزاد به وسیله آنها رشد خواهد کرد، تبدیل به جنین می شوند
از تخمک تا جنین 
با تقسیم سلول های در حال عبور از لوله حمل تخمک،‌ تعداد آنها هر ۱۲ ‌ساعت دو برابر می شود. وقتی مجموعه سلولی به رحم می رسد، شامل صدها سلول است. وقتی سلول ها در سطح داخلی رحم جای می گیرند،‌ تکامل خود را برای تشکیل یک جنین آغاز می کنند
چگونگی تغذیه جنین

 ۲۸۷۴۵۶۸۹۵۶۵.jpg
جنین برای برآوردن نیازهای خود به اکسیژن، مواد غذایی و پادتن های ضد عفونت و همچنین برای دفع مواد زاید خود به مادرش وابسته است. این مواد در داخل جفت که عضوی متصل به سطح داخلی رحم است و از طریق طناب نافـی به نـوزاد مرتبـط مـی شود، بین خـون مادر و خـون جنیـن مبادله مـی شوند. در جفت، خون مادر و جنین نزدیک هم قرار می گیرند ولی واقعاً مخلوط نمی شوند .

عروق خونی در جفت
 عروق خونی طناب نافی در جایی که به جفت می رسند، ساختارهایی به نام پرز را تشکیل می دهند و پرزها به سمت نواحی حاوی خون مادر پیشروری می کنند. کوریون که غشایی است که مواد غذایی و سـایر مـواد از طـریق آن عبــور مـی کنند، آنها را محصور می کند
تکامل جنین

 ۳۶۵۹۸۶۸۵۶۵.jpg
جنین در کیسـه ای در داخـل رحم تـکامـل می یابد. مایع آمنیوتیک مثل یک ضربه گیر برای این کیسه عمل می کند و تغذیه آن نیز به وسیله خون بندناف انجام می گیرد. محصول بارداری در۸ ‌هفته اول، رویان نام دارد. در این مدت، اندام ها، سر و ظاهر صورت شکل می گیرد؛ بیشتر اعضا تشکیل می شوند و قلب شروع به ضربان می کند. رویـان بعـد از۸‌‌ ‌هـفـتـه، جنیـن نامیـده مـی شود. تکامل ساختارهای بدن در سراسر بارداری ادامه می یابد 

عموما در انسان ھا دوران بارداری تقریبا ۳۸ هفته طول می کشد ‏که از زمان لقاح، یا از حاملگی، ‏تا تولد محاسیه می شود. در مدت ۸ هفته بعد از لقاح، ‏آن انسان در حال رشد را جنین می نامند، ‏که معنی آن “بزرگ شدنی در داخل” است. ‏این زمانی که دوران جنینی نامیده می شود، ‏با تشکیل سیستمھای اصلی بدن ‏مصادف می باشد.

از زمان تکمیل ۸ هفته ای تا آخر وضع حمل، ‏” انسان در حال رشد را رویان می نامند،” ‏که به معنی “اولاد زاییده نشده” می باشد. ‏در خلال این دوران، که دوران رویانی نامیده می شود. ‏بدن بزرگتر شده و سیستمهای آن شروع به کار می کنند.

۴۹۶۵۹۶۵۶۵.jpg

تمام سنین جنینی و رویانی در این برنامه ‏به زمان آغاز شده از زمان لقاح اشاره می کنند.

از دیدگاه زیست شناسی، ‏”رشد انسان از لقاح شروع می شود،” ‏وقتیکه یک زن و یک مرد ‏از هر دو ۲۳ کروموزوم خود را بواسطه ‏اپیوند سلولھای تناسلی خود ترکیب می کنند.

سلول تناسلی یک زن را عموما “تخمک” می نامند ‏ولی کلمه صحیح آن اوسیت است.

‏ھمچنین، سلول تناسلی یک مرد را بیشتر افراد ‏به عنوان “اسپرم” می شناسند ‏ولی اصطلاح صحیح آن منی دانه (اسپر ما تو زون) است.

۵۹۶۵۹۸۶۹۵۶۵.jpg

‏بعد از رھا شدن اوسیت تولید از تخم دان زنی در نتیجه عملی که آن را ‏تولید اوول کردن نامیده می شود. ‏اوسیت و اسپرماتوزون ‏در داخل یکی از مجری ھای رحمی متحد می گردند، ‏که غالبا بنام لوله فالوپ نامیده می شوند.

‏این مجری ھای رحمی تخم دان ھای زن را ‏به بچه دان یا رحمش متصل می کنند.

‏این باعث ایجاد یک جنین تک سلولی که زیگوت نامیده می شود، میگردد.، ‏که معنی آن “جفت یا به ھم وصل شده” می باشد.

۴۶ کروموزوم زیگوت ‏نسخه بی نظیر ‏کامل ژنتیکی فرد جدید را نمایش می دهد. ‏این طرح کلی ‏در ملکولهای بهم پیچیده DNA قرار دارد. ‏آنها حاوی دستورالعملهای رشد ‏برای تمام بدن ھستند.

۶۹۸۴۳۷۹۸۴۳۳.jpg

‏مولکل ھای DNA شبیه یک نردبان مارپیچ می باشند ‏که آن بنام مارپیچ دوبل می شناسند. ‏پله ھای این نردبان از مولکل ھای جفتی ‏یا پایه هایی که گوانین، ‏سیتو سائین، ایندنائین، و تایمائین می نامند،ساخته می شود.

گوانین فقط با سیتو سائین جفت می شود، ‏و ایندنائین با تایمائین. ‏ھر سلول انسان تقریبا ۳ میلیارد از ‏این جفت ھای بنیادی را دارا است.

‏DNA یک تک سلولی حاوی اطلاعات بسیار زیادی است ‏که اگر این اطلاعات در بصورت کلمه آنهم ‏فقط با حرف اول نمایش داده شوند ‏به ۵/۱ میلیون صفح نیاز خواهیم داشت!

‏اگر آن را سرتاسری پخش کنیم ‏در یک سلول انسان این DNA برابر با ۳/۱ ۳ فوت ‏یا یک متر خواهد شد.

اگر ما ھر یک از DNA در داخل ۱۰۰ تریلین سلولھای فرد را، ‏می توانستیم باز کنیم، ‏طول آن به متجاوز از ۶۳ میلیارد مایل می رسید. ‏این مسافت ۳۴۰ برابر مسافت بین ‏زمین و خورشید است.

۷۰۳۷۴۹۸۸۳۴۳.jpg

تقریبا ۲۴ تا ۳۰ ساعت بعد از لقاح، ‏زیگوت نخستین تقسیم سلولی را ‏با استفاده از فرآیند میتوز انجام می دهد ‏یک سلول به دو قسمت، دو به چهارشنبه و به همین صورت این کار ادامه مییابد

بعد از ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد از شروع لقاح، ‏آبستنی را می توان با شناسایی یک هورمون ‏که به آن “عامل آبستنی اولیه” می گویند آبستنی را تایید کنند.

در مدت ۳ تا ۴ روز بعد از لقاح، ‏سلولهای تقسیم شونده جنین دارای یک شکل کروی می گردند. ‏و این جنین را مورولا می خوانند.

‏در مدّت ۴ تا ۵ روز، در داخل توپ سلولی حفره ای ایجاد می شود. ‏و پس از آن این جنین بلاستوسیست نامیده می شود.

‏سلولھایی که در داخل بلاستوسست ھستند ‏توده داخلی سلول نامیده می شوند. ‏و رشد سر، بدن و ساخت ھای دیگر را ‏که برای انسان در حال رشد حیاتی است را باعث می شود.

‏سلولھای داخل توده سلولی داخلی ‏سلولھای بنیادین نامیده می شوند چون آنها توانایی ساخت ‏بیش از ۲۰۰ نوع سلول که در بدن انسان ‏هستند را تشکیل دهند.

بعد از جابجا شدن بطرف پایین مجرای رحمی، ‏جنین ابتدایی خود را در دیوار داخلی رحم مادر ‏جاسازی می کند. ‏این عمل را القاء می نامند، که ۶ روز بعد از لقاح ‏آغاز و ۱۰ تا ۱۲ روز بعد از آن به پایان می رسد.

‏سلول ھا از جنین ر حال رشد شروع به تولید کردن ھورمون می کنند ‏که نام آن کوریونک گونادوتروفین انسانی ، یا HCG می باشد. ‏ماده ای که در اکثر آزمایشهای آبستنی شناسایی می شود.

‏HCG ھورمن ھای مادری را ‏برای اینکه بعد از لقاح آبستنی را ادامه دهد ‏ بسوی قطع کردن دوره قاعدگی عادی زنان متوجه می سازد. ‏سلولھایی که پیرامون بلاستوسیست قرار گرفته اند ‏قسمتی از یک ساخت را فعال می کنند که آن را جفت جنین (مشیمه) می نامند، ‏که میان سیستمھای گردش خون مادر و جنینی ‏نقش واسطه را ایفا می کند.

‏مشیمه مادری اکسیژن، مواد مغذّی، ھورمن ھا، و داروھا را ‏به انسان در حال رشد می رساند؛ ‏ھمه مواد زائد را برطرف می کند؛ ‏و خون مادر را از مخلوط شدن با خون جنین و رویان ‏باز می دارد.

‏و ھمچنین این مشیمه ھورمن ھا را تولید کرده ‏و درجه حرارت بدن جنینی و رویانی را کمی بالاتر از ‏درجه حرارت بدن مادر نگاه می دارد.

‏این مشیمه بواسطه رگ ھای ریسمان نافی با انسان در حال رشد ‏ارتباط برقرار می کند.

‏توانائی ھای شیمه با دستگاه ھای مراقبت ویژه که در بیمارستان ھای ‏امروزی یافت می شوند رقابت می کند.

در مدّت ۱ هفته، سلولھای توده داخلی سلول دو تا لایه را تشکیل می دھند ‏که آنھا را ‏هیوبلاست و. ‏و اپی بلاست می نامند.

‏غشاء داخلی جنین ‏کیسه محتویات نطفه را ایجاد می کند. ‏که یکی از ساختارهایی است ‏که مادر بواسطه آن مواد مغذّی را ‏برای جنین اولیه تامین می کند.

‏سلولھایی از اپی بلاست ‏پرده ای را تشکیل می دھد که آن آمنیون می نامند ‏که در داخل آن جنین ‏و بعد از آن تا زمان تولد ‏رویان رشد می کند.

در مدت تقریبا ۵/۲ هفته، ‏اپی بلاتست ۳ بافت تخصصی ‏یا طبقات سلول ابتدایی جنین ‏را تشکیل داده است ‏که آنھا را اکتودرم ‏ایندودرم و ‏میزودرم (لایه وسطی جرثومه) می نامند.

۸۴۳۷۴۷۳۶۴۳۴۳.jpg

‏اکتودرم ‏منشاء ساختارهای بسیاری است ‏مانند مغز، ‏نخاع، ‏عصب ھا، ‏پوست، ‏ناخن ھا، ‏و مو.

‏ابندودرم دستگاہ تنفس و مسیر ھاضمه ‏را ایجاد می کند، ‏نیز یخشھایی از اعضای اصلی را بوجود می آورد ‏مانند جگر ‏و لوز المعده.

‏مزودرم قلب، ‏کلیه ھا، ‏استخوان ھا، ‏غضروفها، ‏عضلات، ‏یاخته ھای خون، ‏و ساختھای دیگر را تشکیل می دھد.

در مدّت ۳ هفته ‏مغز به ۳ قسمت اصلی تقسیم می شود ‏که آنھا را جلو مغز ‏مغز میانی ‏و عقب مغز می نامند.

‏رشد دستگاه ھای تنفّس و ھاضمه ھم ‏در پجریان است. در ابتدا یاخته ھای خون ‏در کیسه محتویات نطفه ظاهر می شوند، ‏رگ ھای خونی در سرتاسر ‏جنین تشکیل می شوند، ‏و قلب لوله ای پدیدار می شود.

‏تقریبا بلافاصله، ‏قلب با رشد سریع بزرگ شدنی ‏در خود ‏محفظه هایی را ایجاد ‏و شروع بع رشد می کند.

‏۳ هفته و یک روز ‏بعد از لقاح ‏قلب شروع به تپیدن می کند.

‏دستگاه گردش خون ‏یا گروهی از اعضای مربوطه نخستین دستگاه بدن است که ‏به حالت عملیاتی می رسد.

بی ۳ و ۴ هفته ‏نقشه بدن پدیدار می شود ‏مانند مغز، ‏نخاع، ‏و قلب جنین ‏در کیسه محتویات نطفه ‏به آسانی شناخته می شود.

‏رشد سریع موجب پیچیدن ‏نسبتا جنین مسطح می شود. ‏این عمل شامل پیچیدن قسمتی از کیسه محتویات نطفه ‏را در داخل آستر ‏دستگاه ھاضمه ‏می گردد ‏و قفسه سینه ‏و حفره های شکمی انسان در حال رشد را ‏تشکیل می دھد.

در مدّت ۴ هفته ‏مشیمه زلالی ‏جنین را در کیسه پر از مایع احاطه می کند. ‏این مایع استرلیزه، ‏که مائع مشیمه نامیده می شود، ‏محافظت از جنین در برابر آسیب را برعهده می گیرد.

قلب در یک دقیقه عموماً ۱۱۳ مرتبه ضربان می کند.

‏توجه کنید که رنگ قلب چگونه عوض می شود و خون وارد محفظه ها ‏گردیده و آن را ترک می کند.

‏قبل از تولد قلب تقریبا ‏۵۴ میلیون مرتبه ضربان می کند ‏و در کل دوره ۸۰ ساله زندگی ‏متجاوز از ۲/۳ میلیارد مرتبه می تپد.

بواسطه تبدیل کردن ظواھر جلو مغز، ‏وسطی مغز، ‏و عقب مغز ‏نمود سریع مغز قابل مشاهده است.

با ظھور جوانه های دست و پا رشد عضو بالا و زیرین ‏در مدّت ۴ هفته شروع می شود.

در این مرحله پوست شفاف است ‏زیرا که ضخامتش فقط برابر یک سلول است.

‏هنگامی که پوست ضخیم می شود، ‏این شفافیت را از دست خواھد داد، ‏یعنی ما فقط قابل دیدن اعضاء داخلی خواھیم شد ‏که آنھا برای حدود یک ماه دیگر رشد می کنند.

زنـدگی شـمـا بـا لـقـاح یـافـتـن یـک اسپرم و یک تخمک آغاز گــردیده. در این لحظه ۴۶ کروموزوم با ۳۰ هزار ژن با یکدیگر  ترکـیب می گردند تا تمام مشخصات فیزیکی شما همچون جـنـسیت، تـیـپ بـدن، ویـژگــیهای چهره، رنگ پوست،مو و چـشمـان شمـا را تعیـیـن کنـنـد. هنـگـامی که لقاح صورت می گیرد زیگوت ایجاد می گردد. این زیگوت یا همان تخمک بــارور شده  تکثیر یافته و  پس از گذشت ۵ روز از یک سلول به ۱۰۷ سلول میرسد.

شما در طول مدتی که درون رحم قرار دارید توسط کیسه آمنیوتیک احاطه گشته اید. کیسه آمنیوتیک کیسه ای ست نازک که درون آن از مایع آمنیوتیک پر گردیده است. وظیفه این کیسه محافظت از جنین (شما) در برابر صدمات و همچنین تنظیم درجه حرارت بدن جنین میباشد. شما توسط عضوی بنام جفت که به شکل یک کیک تخت میباشد به رحم متصل گردیده اید. جفت وظیفه تبادل مواد متابولیک را میان شما و مادر به عهده دارد. در واقع شما غذا، خون، اکسیژن را از مادر دریافت کرده و دی اکسید کربن ودیگر مواد زائد را از طریق جفت دفع میکنید. البته شما مستقیما به جفت متصل نشده اید و این بند ناف است که با ۲ سرخرگ و یک سیاهرگ شما را به جفت متصل میسازد. تمام سطح بدن جنین نیز از هفته ۲۰ م به بعد کاملا از یک لایه پنیری و مومی شکل پوشیده میگردد که از پوست جنین در برابر مایع آمنیوتیک محافظت میکند. در غیر اینصورت پوست جنین بسیار چروکیده خواهد شد.

 ۹۴۳۵۴۷۳۶۴۳۴۳.jpg

تقریبا از روز هفتم پس از لقاح جنین ریز در رحم مادر لانه گزینی میکند. از روز ۱۰م نیز قاعدگی مادر متوقف میگردد. از روز ۱۸م قلب و چشمها شروع به شکل گیری میکنند و از روز ۲۱ م به بعد تپش قلب جنین آغاز گردیده و خون جنین را در بدنش به گردش در می آورد البته این خون با خون مادر ارتباطی نداشته و گروه خونی متفاوتی نیز دارا میباشد.

از روز  ۲۸م  به بعد چشمها، گوشها و سیستم تنفسی شروع به شکل گیری میکند. از روز ۴۲م اسکلت بدن کامل میگردد (غضروف) و امواج مغزی قابل ثبت است.

از هفته ۵ م دستها، پاها و چشمها شروع به رشد میکنند. از هفته ۷م پلکها و انگشتان شکل میگیرند و بینی متمایز میگردد. در هفته ۸ م تمام سیستمهای بدن شکل گرفته اند و رشد ناخنها آغاز میگردد.

از هفته ۱۱م (ماه دوم) جنین شروع به تنفس مایع آمنیوتیکی میکند. این روند تا زمان زایمان ادامه می یابد. البته کودک با این عمل خفه نمیشود زیرا اکسیژن را از طریق جفت دریافت میکند. نقش جریان یافتن این  مایع تنها به تکامل و شکل گیری ششها و دیگر اعضای تنفسی مربوط میگردد.

* قلب جنین ۱۲۰ تا ۱۶۰ بار در دقیقه میزند.

* در هـــفته ۸ م شما بصورت یک انسان با ابعاد مینیاتوری میباشید. با ۳ ساتنی متر قد و وزن یک گرم!

* در هـفـتـه ۹ م اثــــر انگشت شما شکل می گـیـرد و کف دستتان حساس به لمس میگردد. اگر کف دست یک جنین را در این زمان لمس کنیم جنین دستانش را مشت خواهد کرد!

*  اگر  یـک جــنـیـن ۸ هفـتـه ای را قـلـقلـک دهیم سرش را بسمت عقب خم خواهد کرد!

* در هفته ۷م تمام جوانه دندانهای شیری شکل گرفته اند. و جنین معمولا انگشتان خود را می مکد!

* جوانه های  چشایی در شما از هفته ۱۳ م تا ۱۵ م  به بعد فعال میگردند!

* پـس از گـذشـت تنـهـا ۱۴ هـفـتـه از لـقـاح جـنـین قادر به شـنـیدن است اما از هفته ۲۶ م به بعد جنین قادر است به صـدا واکـنـش نشـان دهـد. جـالــب است بدانید جنین درون
رحـم تـمام صداهای محیط اطراف را همچون شما میشنود  امـا ۱۰ دسی بـل ضعـیـف تـر. هرگاه جنین  در معرض صدای بـلنـد قـرار گیـرد دست خود را مقابل گوشهایش قرار خواهد داد! جنین اصوات بم را بهتر از اصوات زیر می شـنـود. الـبته ایـن پـایان مـاجـرا نیست چرا که جنین درون رحم در معرض انواع سرو صدا قرار دارد:صدای قلب مادر،سیستم گوارشی  مادر و تنفس مادر نیز توسط جنین باید تحمل گردد. تــصویر روبرو واکنـش جنـیـن را هنـگام شنـیـدن صـدای بـلند نشان میدهد:

* جنین انسان از ۶ ماهگی به بعد به یک انسان احساسی بدل خواهد گشت.

* از ۴ ماهگی به بعد  چنانچه شکم مادر مقابل نور شدیدی قرار گیرد جنین دستانش را مقابل صورتش خواهد گرفت تا مسیر نور را سد کند!

* جنین انسان از هفته ۲۰ م به بعد قادر است مانند یک انسان بالغ درد را حس کند. اما یک جنین ۸ هفته ای نیز قادر به احساس درد است. چنانچه کف دست یک جنین را با یک شیء نوک تیز فشار دهیم، جنین دهانش را باز کرده و دستش را نیز میکشد!

* جنین ۹ هفته ای میتواند سکسکه کند!

* جنین ۹۰ درصد وقت خود را در رحم در خواب سپری میکند.

* از هفته ۱۱ م به بعد جنین قادر است اشیاء را  با دستانش بگیرد!

* از هفته ۱۷ م جنین قادر است خواب ببیند!

* از هفته ۱۸ م تارهای صوتی جنین شکل گرفته و میتواند گریه کند!

* در هفته ۱۶ م اندامهای تناسلی جنین کاملا تمایز یافته و کودک میتواند لگد بزند، شنا کند، بچرخد و یا معلق بزند!

* در ماه ۴ و ۵ برای نخستین بار مادر حکت جنین را درون شکمش احساس میکند.

* در هفته ۲۰ م جنین در سر مو داشته ،۴۵۰ گرم وزن و ۳۰ سانتی متر قد دارد.

* جنین درون رحم میتواند بخندد و یا خمیازه بکشد!

دسته ها :
يکشنبه چهارم 5 1388

قدرت یک انسان

یک زن در کرانه باختری یک تنه در مقابل گروهی از سربازان اسرائیلی مقاوت می کند . او به تنهایی مانع از حرکت یک گروهان شده است .

۴۷۱s۱es۵۶۴۶۴۵۶۵۴.jpg

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  این عکس که توسط اودد بالیتی ،  عکاس اسوشیتدپرس ( Associated ) در February ۱, ۲۰۰۶ گرفته شده است برنده جایزه ای معتبر گردید . 

اودد بالیتی، عکاس اسرائیلی (آسوشیتدپرس) یکی از شهرک نشیان یهودی را به تصویر کشیده که در کرانه باختری قصد مقابله با نیروهای امنیتی اسرائیل را دارد.

در اسرائیل تمامی مردمان با پلیس امنیت می جنگند . مسلمان یهودی مسیحی همه به دنبال یک هدف  هستند چیزی به نام وطن خاک یا خانه .

اسرائیل سرزمینی با پیچیدگی های بسیار است . این مشکلی است که بشر به دست خود به وجود آورده است .

آیا امکان دارد که روزی تمامی ادیان با هم و در کنار هم خانه به خانه و دوش به دوش در اسرائیل یا فلسطین در اورشلیم یا قدس به زندگی ادامه دهند . خدا یکی ست پس دین خدا نیز یکی است . انسان و انسانیت به همراه یکانگی خدا بهترین پل برای ارتباط ادیان است .

دسته ها :
يکشنبه چهارم 5 1388

جنینی که از پزشک تشکر کرد.

 ۱۱۱۱۶۴۹۳۹۷۴۰۳۴۵۴۵۴۳۲۲۳۳۲.jpg

شاید شما با این عکس آشنا باشید . این عکس در ۱۹ آگوست سال ۱۹۹۹ توسط مایکل کلنسى عکاس مجله یو.اس تودی گرفته شده است .

جنینی که در این عکس دست جراح را در دست خود گرفته جنینی است که دچار بیماری مادرزادی اسپاینا بیفیدا ( spina bifida )  (بیرون زدگی نخاع به علت بسته‌نشدن کانال نخاعی ) بوده است . در صورتی که حاملگی و رشد جنین به همین شکل ادامه می یافت در ماه های آتی احتمال مرگ و یا فلج جنین بسیار بالا بود  و برای اولین بار در تاریخ پزشکی قرار شد این جنین در هفته ۲۱ بارداری در داخل رحم مادر توسط جراح تحت عمل قرار گیرد .

نام این کودک ساموئل ( Samuel Armas  ) و نام جراح دکتر جوزف برونر  ( Dr. Joseph Bruner) است . این عمل در یک مرکز پزشکی دانشگاهی ( Nashville’s Vanderbuilt University Medical Center ) انجام شد.

 ۵۴۷۸۸۹۰۰۴۳۷۰۳۳۰۰۰۰.jpg

این عکس بارها در اینترنت انتشار یافت بدون آنکه داستان واقعی آن در جایی ذکر گردد و هر چه انتشار یافت بیشتر به افسانه و تخیلات گویندگان آن ارتباط داشت .

بعد از عمل  ، این جنین ( ساموئل فعلی ) دست خود را از داخل رحم خارج کرد و انگشت جراح را در دست گرفت و با قدرت فشرد به شکلی که دکتر برونر در تن خود ارتعاش و مورموری را احساس کرد . در این لحظه عکاس یو.اس.تودی که برای ثبت تاریخ اولین جراحی داخل رحم در محل حاضر بود تصویری را شکار کرد که افکار عمومی جهان را تحت تاثیر قرار داد.

عکاس می گوید من در کناری ایستاده بودم و به رحم مادر نگاه می کردم ناگهان لرزش رحم را دیدم و خواستم از آن عکس بگیرم که ناگهان یک دست از داخل آن خارج شد و دست جراح را فشرد . من عکس خود را گرفته بودم  و این داستان آنقدر سریع بود که پرستار پشت سر من فریاد کشید وآی چه اتفاقی افتاده است .

این عکس به سرعت در فاکس نیوز و سراسر جهان ارتباطات انتشار یافت .

هیچکس ، هرگز نخواهد فهمید که این یک اتفاق بود و یا یک تشکر واقعی .

دسته ها :
يکشنبه چهارم 5 1388

سهم کشورهای در حال توسعه از مجموع رشد جهانی ، رقمی قابل ملاحظه را تشکیل می دهد . در حال حاضر نیمی از رشد جمعیت جهان مربوط به فقط ۶ کشور هند ، چین ، پاکستان ، نیجریه ، بنگلادش و اندونزی است . بر اساس آخرین آمارهای موجود ۹/۴ میلیارد نفر ( ۳/۸۰  درصد ) از مردم جهان در مناطق در حال توسعه زندگی می کنند و حال آنکه سهم کشورهای توسعه یافته از کل جمعیت جهان ۲/۱  میلیارد نفر است .

بطور کلی ، در حالیکه روند صعودی رشد جمعیت در کشورهای در حال توسعه صورت گیرد ، در مناطق توسعه یافته تر این روند بطئی شده و حتی در برخی ممالک رشد منفی وجود دارد . علیرغم کاهش نرخ باروری در جهان و این واقعیت که در طی دوره ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰  نرخ کلی باروری کمتر از میزان جانشینی بوده است ، جمعیت جهان در سالهای آینده همچنان روند صعودی را خواهد داشت و ارقام مطلق جمعیت ، بویژه در مناطق در حال توسعه رشد چشمگیری خواهد داشت که این امر ناشی از بزرگی جمعیت پایه و رشد فزاینده تعداد جوانان می باشد .

سرشماری در سالهای ۱۳۴۵ و ۱۳۵۵ جمعیت کشور را به ترتیب حدود ۲۶ و ۵/۳۳ میلیون نفر نشان میدهد . جمعیت در سال ۱۳۶۵ به حدود ۵۰ میلیون و در سال ۷۵ به بعد به حدود ۶۷ میلیون نفر رسیده است و پیش بینی می شود که در صورت ادامه روند رشد فعلی جمعیت کشور در سال ۱۴۰۰ به بیش از ۱۰۰ میلیون نفر برسد .

بر اساس آمار سال ۱۳۷۵ ،  ۵/۴۵ درصد از جمعیت ایران زیر ۱۵ سال دارند و از این رو کشور ما در زمره کشورهایی محسوب میشود که دارای جمعیت جوان است . بدیهی است تامین غذا ، کار ، مسکن ، بهداشت ، آموزش و غیره برای جمعیتی که پیوسته افزوده میشود یکی از مشکلات اساسی در راه توسعه اقتصادی و تأمین اجتماعی است .

چشم انداز جمعیتی

 در انتهای هزاره دوم ، جمعیت دنیا به ۶ بیلیون نفر رسید و این بیشتر از ۲ برابر جمعیت دنیا در نیم قرن اخیر می باشد . در سال ۱۹۵۰ جمعیت جهان ۵/۲  بیلیون نفر بوده و در ۵۰ سال اخیر شاهد بیشترین میزان رشد جمعیتی که تاکنون اتفاق افتاده است ، بوده ایم .

این رشد زیاد در نتیجه افزایش امید زندگی ، کاهش مرگ و میرکودکان و برابری تعداد آنها با تعداد والدین ایجاد شده است . ولی هنوز کاهش باروری کلی ، کاملاً اتفاق نیافتاده است .

براساس پیش بینی های جاری ، افزایش جمعیت کلی جهان تا ۵۰ سال آینده ادامه خواهد داشت و افزایش به میزان نصف جمعیت فعلی موجب می شود که تا سال ۲۰۵۰ جمعیت جهان به بیش از ۹ بیلیون نفر برسد .

مسن شدن جمعیت یک پدیده جهانی است که بیانگر روند تغییرات جدید در ساختار سنی جمعیت فعلی می باشد و بنظر می رسد که این روند در قرن بیست و یکم بسیار چشمگیر باشد که همانطور که اشاره شد در نیتجه تغییر باروری کلی و کاهش مرگ و میر در دنیا است . روند سریع مسن شدن جمعیت یک تغییر قابل توجه جمعیتی است که در تعدادی از کشورهای صنعتی که امید زندگی بالا و روبه افزایش و میزان باروری پایین می باشد ، به چشم می خورد .

مشابه این امر در کشورهای آسیای شرقی و جنوب شرقی امریکای لاتین ،که کاهش میزان باروری زودتر آغاز شده است نیز دیده می شود .

در صحرای جنوبی افریقا- منطقه ای با جوانترین جمعیت- علیرغم مرگهای ناشی از ایدز و HIV ، متوسط سن در حال افزایش است و در کشورهای در حال توسعه متوسط سن به ۲۴ سال (۵ سال افزایش نسبت به سال ۱۹۷۵ ) و در کشورهای توسعه یافته به ۳۷ سال (۸ سال افزایش نسبت به سال ۱۹۶۰ ) رسیده است . به طور کلی جمعیت ۸۰ ساله و بالاتر برای اولین بار از جمعیت گروه سنی زیر ۱۵ سال پیشی گرفته است .

به طور کلی ، امید زندگی در زمان تولد افزایش یافته است ، یعنی فاصله بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته به طور قابل توجهی کم شده و از ۲۲ سال در سال ۱۹۶۰ به کمتر از۱۲ سال در سال ۲۰۰۰ کاهش یافته است . در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه فاصله امید زندگی در زنان از ۲۴ سال به حدود ۱۴ سال و برای مردان از ۲۰ سال به حدود ۹ سال کاهش پیدا کرده است .

نرخ رشد جمعیت دنیا به طور متوسط به میزان ۳/۱  درسال کاهش یافته ( ۶/۱  درصد در کشورهای درحال توسعه و ۳٪ درصد در مناطق توسعه یافته ) و میزان باروری ، یعنی تعداد فرزندان از سال ۱۹۶۰ از ۵ نفر به ۳ نفر ( از ۶ به ۳ در کشورهای در حــــال توسعــــه و از ۷/۲  به ۶/۱  در مناطق توسعه یافته ) کاهش یافته است .

در سال ۲۰۰۰تعداد کشورهایی که باروری در سطح جانشینی دارند ( یعنی ۱/۲   فرزند به ازای هر زن از ۹ به ۶۴ کشور رسیده است . این کشورها ۷/۲  بیلیون نفر یعنی ۴۴ درصد جمعیت جهان را درخود جای می دهند . بعضی از کشورها نیز در اروپا با رشد منفی جمعیت مواجه هستند . ادامه این وضعیت طی چند دهه آینده دنیا را تحت تاثیر قرار خواهد داد .

کاهش جمعیت در بعضی از کشورها و مسن شدن جمعیت نیاز به ایجاد و تطابق و کاربرد روشهای مداخله ای دارد ، زیرا ایجاد و تغییر در نسبت تعداد افراد پیر به جوان می تواند نیروی کار ، مقرری ها ، سیستمهای بیمه بهداشتی و روابط خانوادگی را تحت تاثیر قرار دهد.

در حال حاضر بییش از نیمی از زنان مسن ۶۰ سال و به بالا در مناطق در حال توسعه زندگی می کنند . این رقم در کشورهای درحال توسعه ۱۹۸ میلیون و در کشورهای توسعه یافته ۱۳۵ میلیون نفر می باشد . بدلیل افزایش سن ، احتمال بروز ناتوانی افزایش می یابد .تعجب آور نیست که بررسی ها نشان می دهند که تعداد زنان ناتوان در جوامع پیرتر روندی رو به افزایش دارند . فقر در سنین پیری غالباً منعکس کننده وضعیت بد اقتصادی در دوره جوانی و عامل تعیین کننده وضعیت سلامتی تمام دوران زندگی فردی می باشد .

کشورهایی که مطالعاتی در زمینه رابطه فقر با سن و جنس افراد دارند (اکثر کشورهای توسعه یافته ) نشان می دهند که زنان پیر نسبت به مردان پیر فقیر تر می باشند . فقر همچنین به تغذیه ناکافی یا عدم دسترسی به غذای کافی مربوط بوده و وضعیت سلامتی زنان پیر غالباً نمایانگر فقر رژیم غذایی آنها می باشد .

آموزش و سواد در بین گروههای زنان پیر در کشورهای در حال توسعه پایین است .

برنامه بهداشت سالمندان سازمان بهداشت جهانی (AHE) جنس را بعنوان یکی از عوامل اصلی تعیین کننده سلامت می شناسد . این سازمان سالم پیر شدن را با تکیه بر اینکه افراد پیر ، سرمایه ای برای خانواده و جامعه هستند و اتخاذ روشهایی که افراد پیر را قادر سازد تا بتوانند در عمر طولانی خود سالم و فعال به زندگی ادامه دهند توسعه می دهد .

  جمعیت و عوامل توسعه

 در گذشته ، ارتباط جمعیت با غذا و در برخی موارد با فضا و محیط زیست مورد توجه بوده و نگرانی مخالفان افزایش جمعیت نیز از نظر کمبود یا کاهش مواد غذایی برای جمعیت بوده است ، حال آنکه در زمان حاضر بدلیل توسعه نیازهای انسان ، علاوه بر موارد فوق ، موضوع توسعه وامکانات لازم برای تحقق آن و ارتقاء سطح زندگی مردم مد نظر قرار می گیرد .

جمعیت و آموزش

یکی از پیامدهای رشد روز افزون جمعیت در کشور ما افزایش تعداد افراد در سن تحصیلی و در نتیجه افزایش تقاضا برای امکانات آموزشی است . در کشور ما حدود ۳۰ درصد از جمعیت در سن تحصیل قرار دارند .

رشد سریع جمعیت باعث شده است که در فاصله سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۷۰ تعداد دانش آموزان از  ۵/۷ به ۴/۱۴  و اکنون به حدود ۱۹ میلیون نفر برسد . با رشد فعلی جمعیت در هر ۱۵ دقیقه یک کلاس درس و در هر ۲۴ ساعت ۹۶ کلاس درس یا ۱۶ مدرسه باید ایجاد شود . از این رو سالانه درصد بسیاری ازهزینه های دولت باید صرف ایجاد امکانات ، تأمین نیروی انسانی برای آموزش و فضای آموزشی گردد . رشد رو ساختی در جمعیت این است که همه جمعیت درسن تحصیل نتوانند از آموزش ( از ابتدایی تا دانشگاه ) بطور کامل برخوردار شوند .

فراهم آوردن امکانات آموزشی لازم هماهنگ با رشد جمعیت دانش آموزی مستلزم آن است که جامعه سهم عمده ای از منابع ملی را به بخش آموزش وپرورش اختصاص دهد .

اختصاص اعتبارات کافی به بخش آموزش با توجه به محدود بودن اعتبارات آنها تنها از طریق حذف یا کاهش سهم بخش های دیگر جامعه امکان پذیر خواهد بود که خود رشد و توسعه این بخش ها را دچار وقفه میسازد ، در صورتی که میزان تخصیص اعتبار در حد نیاز نباشد ، تعادل در میزان دسترسی به آموزش در بین اقشار مختلف جامعه بخصوص بین روستائیان و شهرنشینان و بین طبقه مرفه و محرومین جامعه بهم میخورد و تأمین عدالت آموزشی و رفاه اجتماعی با مشکل اساسی روبرو می گردد .

   جمعیت و تغذیه

 پیش بینی می شود که جمعیت کشور در کمتر از ۲۰ سال آینده به ۱۰۰ میلیون نفر برسد که از این تعداد تنها بیست میلیون نفر در مناطق روستائی و هشتاد میلیون نفر در مناطق شهری زندگی خواهند کرد .

بی گمان تغذیه چنین جمعیتی که عمدتاًمصرف کننده اند ، بار عظیمی بر دوش جامعه خواهدبود.

برای هر نفر که به جمعیت اضافه می شود ، باید چهار هزار متر مربع زمین زیر کشت برود و این در حالی است که هر ساله هفتاد هزار کیلومتر از زمینهای کشاورزی جهان از بین می رود . ما در کشور خود تا بیست سال دیگر با سطح مصرف فعلی به حدود دو برابر رقم کنونی نیاز به مواد غذائی خواهیم داشت ، چون با توسعه اقتصادی انتظار می رود که مردم در کیفیت غذا تغییراتی را بوجود آورند . مثلاً میزان پروتئین حیوانی مورد نیاز در سال ۱۳۹۰ سه برابر رقم کنونی خواهد بود.

به علت رشد جمعیت و تقاضای رو به گسترش غذا و در نتیجه کشت و شخم بیش از حد زمینهای کشاورزی و تخریب مراتع ، سالی ۲۵ میلیارد تن خاک حاصلخیز زراعتی نابود می شود ، خاکی که طبیعت برای تشکیل هر سانتیمتر آن قرن ها وقت صرف کرده است . بعلاوه ، هر سال ۶ میلیون هکتار از زمینهای مرغوب کشاورزی جهان به بیابان لم یزرع تبدیل میشود .

اکنون سرعت رشد جمعیت ( ۱۰ درصد در سال ) و در نتیجه سرعت رشد تقاضا از سرعت افزایش محصول غله جهان ( ۱ درصد در سال ) پیشی گرفته و به همین دلیل تولید سرانه غلات    ( برای هر نفر ) از ۱۹۸۴ تا کنون از ۳۴۶ به ۳۰۳ کیلوگرم در سال سقوط کرده است . افزایش قیمت برنج در بازار جهانی سالهای اخیر نیز به همین دلیل ، یعنی پیشی گرفتن تقاضا نسبت به میزان تولید آن ،  می باشد .

رشد جمعیت و تقاضای فزاینده آن برای پروتئین دریائی از میزان تولید شیلات اقیانوس ها فراتر رفته و در نتیجه سرانه مصرف ماهی اکنون به نسبت سال ۱۹۸۹ حدود ۸ درصد کاهش یافته است . به همین دلیل در سالهای اخیر قیمت غذاهای دریایی در بازار جهانی شدیداً‌ افزایش یافته است . رشد جمعیت از تولید گوشت گاو و گوسفند پیشی گرفته است و اکنون تولید سرانه گوشت گاو و گوسفند نسبت به سال ۱۹۷۲ از  ۷/۱۲ به ۱۱  کیلوگرم برای هر نفر در سال سقوط کرده است .

وضعیت تغذیه مردم کشور ما اگر چه در مقایسه با برخی از کشورهای آسیائی و بسیاری از کشورهای افریقایی بهتر است ، اما آمار نشان می دهد که حدود یک ششم مردم کشور ما دسترسی به غذای کافی ندارند و رقم سوء تغذیه در بین کودکان ما از این هم بالاتر است . بدیهی است که برخی افراد حتی در مناطقی که دچار کمبود مواد غذائی است خوب غذا می خورند ،  اما توزیع ناموزون مواد غذائی باعث میشود که بخش بزرگی از مردم حتی کمتر از مقداری که حد متوسط پائین تلقی میشود  ، غذا دریافت کنند .

حدوداً ۷۸۰ میلیون نفر در کشورهای در حال رشد از سوء تغذیه رنج می برند . در کشور ما ۱۲ میلیون هکتار زمین کشاورزی داریم که کفاف ۵۰ درصد جمعیت ایران را می دهد و برای ۳۰ میلیون نفر دیگر باید مواد غذائی را از خارج وارد کرد .

اصولاً خانواده های پرجمعیت مشکلات تغذیه ای و بهداشتی بیشتری دارند . اولاً یک نفر   نان آور باید برای چندین نفر غذا و سایر مایحتاج را تهیه کند و در نتیجه قدرت خرید کمتر خواهد داشت . مثلاً ؛ در حال حاضر در کشور ما بطور متوسط هر نفر باید هزینه زندگی ۲/۴  نفر را تأمین کند ، ثانیاً در خانوارهای پرجمعیت امکان رسیدگی به وضعیت تغذیه و بهداشت کمتر است ، چون مادر باید از چند کودک بطور همزمان مراقبت کند . ثالثاً ؛ در خانوارهای پرجمعیت خطر سوء تغذیه انرژی و پروتئین بیشتر است . سوء تغذیه ای که ناشی از کمبودهای کمی و کیفی دستور غذایی است ، گذشته از اینکه به خودی خود حائز اهمیت است ، موجب میشود که مقاومت افراد در برابر بیماریها کاهش یابد و در نتیجه ابتلا به یک بیماری نه چندان حاد سبب مرگ و میر شود .

از بین بردن کلیه عوامل نامساعد که موجب سوء تغذیه می شود ، هماهنگی بین بخشهای مختلف جامعه اعم از فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و بهداشتی را می طلبد .

   جمعیت و مسکن

 مسئله مسکن امروزه از مسائل پیچیده کشورها منجمله کشور ما می باشد . بالا رفتن هزینه تأمین مسکن از یکطرف و ازدیاد جمعیت از طرف دیگر مشکل تهیه مسکن را پیچیده تر می سازد.

با توجه به جمعیت فعلی کشور تا ۲۵ سال آینده ۴۲ میلیون نفر به جمعیت ایران افزوده خواهد شد . حال اگر بعد خانوار یعنی متوسط افرادی که در یک خانواده زندگی می کنند حدود ۵ نفر فرض شود ، رقمی معادل ۴/۸  میلیون خانوار به خانوارهای فعلی اضافه خواهد شد و این بدان معناست که برای سکونت یک خانوار پنج نفری در یک واحد مسکونی در ظرف ۲۵ سال آینده نیاز به ایجاد سالانه نیم میلیون واحد مسکونی ، یعنی هر ساعت ۵۰ خانه جدید می باشد . خاصه اینکه با توجه به افزایش نرخ رشد جمعیت طی دهه اخیر ، واحدهای مسکونی ساخته شده در کشور به هیچ وجه پاسخگوی این افزایش نبوده و مردم نیز بعلت بار هزینه های روزمره قادر به خرید این واحدهای مسکونی نمی باشند .

   جمعیت و اشتغال

امروزه اشتغال یکی از مشکلات بزرگ اجتماعی کشور ماست و افزایش بی رویه جمعیت به این مشکل اجتماعی دامن می زند . در حال حاضر سالانه تعداد بیشماری از جویندگان کار وارد بازار کار میشوند که با توجه به روند رشد جمعیت فعلی ، در آینده نه چندان دور شاهد انبوه عظیمی از جویندگان کار خواهیم بود و تعداد افرادی که نمی توانند هزینه های لازم زندگی خود را تأمین کنند بدلیل رشد سریع جمعیت و ساختار جوان جمعیتی ، روز به روز افزایش می یابد و درآمد حاصل از فعالیت افراد شاغل باید هر روزه هزینه زندگی افراد بیشتری را تأمین نماید و در چنین وضعیتی مسئولیت شاغلین بیشتر و کارشان مشکلتر شده و به همان اندازه سرمایه گذاری در جامعه  سخت تر میشود .

در سال ۱۳۷۰ از جمعیت ۸/۵۵  میلیون نفری ایران ۲۳ درصد یعنی ۱۳ میلیون نفر شاغل بوده اند و در صورت ثابت ماندن نسبت شاغلین در ۱۴ سال آینده با پیش بینی جمعیت ۱۰۰ میلیون نفری، حجم نیروی کار به ۲۳ میلیون نفر می رسد ؛ یعنی ۲۳ میلیون نفر باید کارکنند تا ۱۰۰ میلیون زندگی کنند و سالانه حدود ۷۰۰ هزار شغل جدید در فعالیتهای اقتصادی کشور ایجاد گردد که این کاری بس عظیم و دشوار خواهد بود .

از طرفی نظام تقسیم کار در جامعه دگرگون شده است . دیگر افراد با مهارتهای اندکی که با شاگردی در کنار دست استادکار یا با تجربه آموختن از بزرگسالان بدست بیاورند ، قادر نیستند کارهای فنی و تخصصی جدید را انجام دهند و باید سالهای بسیاری را در مدارس برای یادگیری دانسته های جدید سپری کنند تا قادر شوند کارهای تخصصی جدید را بر عهده گیرند . بنابراین با سرعت گذشته وارد بازار کار نمی شوند و سالهای زیادی بعنوان یک مصرف کننده در خانواده باقی می مانند .

   جمعیت و محیط زیست

 افزایش جمعیت و تمرکز آن در سطح منطقه ای اثرات مستقیم بر کیفیت محیط زیست دارد . رشد جمعیت ،‌فقر و فرسایش محیط زیست در کشورهای رو به رشد دوری باطل را ایجاد کرده است. این دور باطل کیفیت زندگی مردم را بشدت تحت تأثیر قرار داده و تلاشهای کشورهای جهان سوم را برای دستیابی به توسعه پایدار بی نتیجه گذارده است .

آب ، خاک ، هوا و جانداران چهار منبع طبیعی و مهم و مورد نیاز هستند که تأمین همه نیازهای آدمی به وجود آنها وابسته است . رشد سریع جمعیت به کاهش میزان سرانه قابل کشت و کمبود آب منجر گردید . فرسایش خاک ، نابودی جنگل ها و مراتع و افت کیفیت آب از آثار جانبی افزایش شمار انسانهاست . آنهائی که مناطق روستائی را ترک می کنند ، در حاشیه مناطق بزرگ شهری ، ناحیه های فقیر نشین را تشکیل می دهند و حضور آنها توانائی دولت را برای تأمین اشتغال ، تغذیه ، بهداشت و آموزش برای ساکنان این قبیل نواحی  شدیداً تحت فشار قرار می دهد. بطور خلاصه ، فشار جمعیت به فرسایش محیط زیست و فقر می انجامد و شرایط نامساعد زیست محیطی بر بهزیستی انسانها ، آثار ناخوشایندی بر جای می گذارد . به این ترتیب ، در کشورهای در حال توسعه ، محیط زیست نا سالم علت اصلی مرگ ، بیماری و پائین بودن کیفیت زندگی انسانهاست . همچنین زنان و کودکان در برابر مخاطرات بهداشتی ناشی از محیط زیست آسیب پذیر ترند و معمولاً از مشکلات زیست محیطی صدمات بیشتری را متحمل میشوند .

به علت رشد جمعیت و قطع بی رویه درختان جنگلی برای تأمین نیازهای مصرفی ، سالانه ۱۷ میلیون هکتار از جنگلهای جهان نابود می شود . بعلت نابودی جنگلها و آلودگیهای شیمیایی محیط زیست ، روزی ۱۴۰ و سالی ۵۰۰۰۰ گونه مختلف گیاهی و حیوانی برای همیشه از صفحه روزگار محو میشود و برآورد میشود که طی ۵۰ سال آینده یک چهارم کل گونه های حیات نابود خواهند شد .

بر اثر رشد جمعیت و افزایش مصرف سوختهای فسیلی ، سالی ۶ میلیارد تن کربن و یا ۴/۲۲  میلیارد تن گازکربنیک وارد جو زمین می شود و موجب گرم شدن روزافزون زمین ، آب شدن یخچال های قطبی ، بالا آمدن سطح دریاها و اقیانوسها ، بروز خشکسالی ، تغییر فصلها و افزایش موارد طوفانها و گردباهای مخرب می گردد .

دسترسی به آب آشامیدنی سالم سبب جلوگیری از شیوع امراض واگیرداری چون وبا می شود که در ادامه زندگی کودکان اثر مستقیم دارد . کشورهای صنعتی قسمت اعظم منابع آب خود را صرف مصارف صنعتی و تجاری می کنند و در برخی از کشورهای صنعتی تقاضا برای آب در جهت اهداف فوق بیشتر می شود ؛ هر چند جمعیت و سطح کشاورزی روستائی آنها افزایش می یابد ، تعدادی از کشورها ، اعم از توسعه یافته و در حال توسعه ، در حال رسیدن به محدودیت ذخائر پایدار آب خود هستند و این تعداد همچنان در حال افزایش است و برخی از کشورها قبلاً به این محدودیت رسیده اند . کشور ایران نیز مدتی است با محدودیت این منبع حیاتی مواجه شده است .

اثرات آلودگی محیط زیست نه تنها موجب بروز بیماریهای مختلف جسمی و روانی شده و تهدیدی برای نسل های آینده می باشد ، بلکه استفاده گسترده از گازوئیل در مناطق پر جمعیت شهری و سوخت های حاصل از چوب در مناطق روستائی ، مصرف بیش از حد گازهای سمی در صنایع ، دودکش کارخانه و منازل ، اگزوز اتومبیل ها و سوزاندن زباله ها از مشکلات عمده مناطق پر جمعیت و شهرهاست و موجب تخریب لایه ازن و افزایش اشعه ماوراء بنفش بر روی زمین شده است که خود آلودگیهای محیط زیست را افزایش داد و اثرات مخربی را برای جمعیت ایجاد می کند.

   جمعیت ، فقر و رشد اقتصادی

 فقر بمعنای نداشتن ضروریات مادی زندگی است و حدود یک میلیون نفر از مردم جهان در فقر مطلق بسر می برند و از داشتن اساسی ترین ضروریات محروم می باشند . به گفته کارشناسان ، فقیر کسی است که یک سوم درآمد خالصش ( بدون مالیات ) در یک خانواده ۳ نفر بیشتر ، صرف تهیه غذا گردد . کمتر از ۳ میلیون از مردم دنیا می توانند غذا بخورند و ۳ میلیون نفر دیگر زیر این حد قرار دارند .

فقر ، روح بشر را از داشتن دو پیش نیاز ضروری زندگی که بدون آنها زندگی امکانپذیر نیست محروم میسازد و آن دو چیز ، احترام و امید می باشد .

فقر با کاهش جذبه زندگی ، خوبی دنیا را به طرف بدی سوق میدهد و رنج و کشندگی آنرا بی ارزش میسازد . احترام وقتی است که به انسانیت انسانها بها داده شود و با امید است که     خواسته های آدمی فعال شده و انسان به حرکت وادار میشود .

هنگامی که از رشد بی رویه جمعیت در یک کشور صحبت می شود ، منظور نابرابری میان امکانات موجود و میزان جمعیت متقاضی استفاده کننده از آن امکانات می باشد ، به گونه ای که منابع موجود قادر نباشند خوراک ، مسکن ، اشتغال ، تحصیلات و سایر احتیاجات خانواده و جامعه را تأمین کنند . نتایج چنین رخدادی ، کاهش کیفیت زندگی و افزایش محرومیتهای اقتصادی ، اجتماعی و روانی است .

نرخ رشد اقتصادی در میان کشورهای در حال توسعه در سالهای ۱۹۹۰ نسبت به نرخ آن در دهه ۱۹۸۰ فزونی یافت . در ۲۵ سال گذشته در ۵۵ کشور فقیر جهان پیشرفت قابل توجهی در نرخ  رشد اقتصادی ایجاد شد . از جمله این پیشرفت ها ، افزایش امید زندگی از ۵۳ سال به ۶۲ سال با پائین آمدن مرگ و میر نوزادان از ۱۱۰ به ۷۳ در هر ۱۰۰۰ تولد و افزایش دسترسی به آب سالم از۳۳ درصد به ۶۸ درصد بوده است .

ساختار جمعیتی دنیا ، با وجود نسل جوان دارای قابلیت باروری در قاعده پهن آن و افراد مسن در نوک تیز آن ، شبیه به یک مثلث می باشد . تا زمانی که این فرم مثلث تبدیل به یک ساختار مستطیل شکل نگردد ، یعنی توازنی در توزیع افراد پیر و افراد جوان ایجاد نگردد ، رشد جمعیت متوقف نخواهد شد و انتظاری جز این نمی رود و ۹۰ درصد این رشد نیز در فقیرترین نقاط دنیا می باشند . کارشناسان سبب اصلی رشد بالای جمعیت در جهان سوم را ناشی از عدم توسعه فرهنگی و سیاسی و فقر اقتصادی این کشورها دانسته اند .

با این حال به علت افزایش جمعیت ، تعداد افراد فقیر همچنان در حال افزایش است .

حدود ۱/۱ میلیارد نفر که در حدود ۳۰ درصد جمعیت جهان در حال توسعه را تشکیل می دهد ، با    یک دلار در روز زندگی را سر می کنند .  بزرگترین رشد فقر در آفریقا  است .

اما با این همه ، هنوز آسیای جنوبی در میان فقرای جهان سهم بزرگتری دارد  ( ۶۲ درصد ) . در گذشته ۷۵ درصد مردم فقیر در روستاها زندگی می کردند ، اما این روند با افزایش حلبی آبادها در شهر رو به تغییر گذاشته است . ۵۴ درصد افزایش جمعیت جهان در افریقا و جنوب آسیا صورت    می پذیرد . کشورهایی که موفق به تقلیل روند رشد جمعیت خود بوده اند ، توانسته اند جلوی رشد فقر را نیز در کشورهای خود بگیرند و با پائین آوردن روند رشد جمعیت همزمان با سرمایه گذاری در کشاورزی و عرضه مواد غذائی توانسته اند به رشد اقتصادی پایدار دست یابند . این کار باعث شده است که آنها بتوانند در بخش اجتماعی بخصوص در امر آموزش، بهداشت ، درمان و بهبود وضعیت زنان سرمایه گذاری کنند .

با توجه به نظر کارشناسان درآمد سرانه ایرانی ها در حال حاضر ۳۰ درصد از سال ۱۳۵۶ کمتر است و این بدلیل کاهش تولید ملی است که مطابق با روند رشد جمعیت افزایش نیافته است.

  جمعیت و بهداشت

 ضررهای ناشی از فقدان بهداشت با سن ، جنس ، شغل یا سطح اقتصادی اجتماعی و با مذهب و اخلاق ارتباط دارد . طبق برآورد سازمانهای بین المللی ، هنوز صدها میلیون نفر از مردم جهان از مراقبتهای خدمات بهداشتی محروم می باشند . برای رسیدن به میزان مناسبی از بهداشت در کشور،  به یک حد مطلوب نگهدارنده جهت استاندارهای بهداشتی درمانی احتیاج می باشد . در حالی که به ازای هر ۱۰۰۰ نفر یک پزشک باید وجود داشته باشد ، این نسبت در ایران بعلت تجمع پزشکان در شهرهای بزرگ از نسبت مطلوبی برخوردار نمی باشد .

در حالیکه به ازای هر ۲۵۰ نفر یک تخت بیمارستانی باید وجود داشته باشد ، در ایران هر ۸۰۰ نفر یک تخت بیمارستانی دارند . آمارهای موجود نمایانگر این است که برای تأمین خدمات بهداشتی مطلوب هنوز راه درازی در پیش است و افزایش سریع جمعیت مشکلات و نارسائیهای موجود را پیچیده تر خواهد ساخت . زمانی که وضعیت بهداشتی یک جامعه مناسب نباشد، علاوه بر زیان بر کلیه افراد آن جامعه ، بیشترین ضرر بر گروههای آسیب پذیر جامعه وارد می شود . گروههای آسیب پذیر در هر جامعه ، مادران و کودکان هستند که بعلت شرایط خاص جسمانی بیشتر از دیگران در معرض خطر و بیماری قرار دارند .

سطح بالای باروری پیامد و آثار و عوارض ناخوشایندی برای سلامت مادران و کودکان و مسائل زیستی جامعه نیز دارد . مرگ و میر کودکان با عوامل متعددی مانند سوء تغذیه ، امراض عفونی و فقدان مراقبتهای بهداشتی در ارتباط است . همچنین فاصله زمانی مناسب بین دو تولد در امکان زنده ماندن کودک و پیشگیری از ابتلاء به بیماریها نقش قابل توجهی دارد . زمانی که فاصله بین دو تولد کوتاه باشد ، هر کدام از آنها در معرض خطر بیشتری قرار می گیرند  . همچنین مشخص شده است که مرگ و میر و ابتلاء به بیماری در زنانی که زود ازدواج کرده یا در سنین کم  آبستنی های پشت سر هم داشته اند و یا دارای فرزندان زیادی باشند ، بیشتر است .

حاملگی ها و زایمانهای پی در پی  سلامت مادر و طفل را به خطر می اندازد . بُعد بزرگ خانوار ، فاصله کوتاه بین آبستنی ها و از شیر گرفتن ناگهانی و بی موقع کودک توأم با مسائل گوناگون نظیر تشویش و فشارهای روحی مادر ، عدم سازش در زندگی به دلیل نگرانی زن از حاملگی مجدد ، مشکلات ناشی از زایمان ، کمبودها و نارسائیهای عاطفی دوران کودکی و بالاخره فرسودگی و خستگی والدین از کار و زحمت برای تأمین معاش خانواده بزرگترین عامل در بروز بیماریهای جسمی و روانی به شمار رفته و موجب افزایش در جات احتمالی مرگ و میر می شود .

آمارها نشان میدهد در کشورهای در حال توسعه در هر سال ۸۰ میلیون حاملگی ناخواسته رخ میدهد ، که این آمار بر اساس بررسی وزارت بهداشت و درمان در سال ۱۳۷۹ در ایران ۲۴ درصد بوده است .

نرخ مرگ و میر کودکان در بین مادران جوان ۵/۱  برابر بیشتر از مادرانی است که ۲۰، ۳۰  سال از عمرشان می گذرد . در هر سال در کشورهای رو به رشد ۴/۴ میلیون مورد سقط جنین در بین زنان جوان ( کمتر از ۲۰ سال ) انجام می گیرد .

یک نفر از هر بیست نفر جوان به بیماریهای مقاربتی مبتلا می شود . نیمی از کلیه موارد آلودگی به ویروس ایدز مربوط به افرادی است که کمتر از ۲۵ سال دارند .

از ۸۰ میلیون مورد حاملگی ناخواسته که سالانه در جهان رخ میدهد ، ۲۰ میلیون زن خود را در معرض سقط غیر ایمن قرار می دهند ، که خود عامل ۷۸ هزار مرگ از ۵۰۰ هزار مرگ و میر سالانه مادران در سطح جهان می باشد .

فقر ، جمعیت و توسعه

      امروزه کمتر کسی رابطه بین توسعه اقتصادی و رشد آهسته تر جمعیت را انکار می کند . ولی نه توسعه یک محصول خودبخودی رشد آهسته جمعیت بوده و نه رشد آهسته جمعیت محصول خودبخودی توسعه می باشد. بلکه تنظیم خانواده ، مراقبتهای بهداشت باروری وبرنامه های توسعه ای می توانند در جهت کاهش میزان رشد جمعیت عمل کرده و کیفیت زندگی را بهبود بخشند .

توسعه پایدار باید شامل این بخش ها باشد :

۱- انجام مراقبت های بهداشت باروری ، میزان مرگ و میر مادر و کودک را کاهش می دهد ، همچنین مادران را به طرف داشتن خانواده کوچکتر ، فواصل بیشتر بارداری ها و فاصله گذاری بین تولدها ، تشویق می کند .

۲- سرمایه گذاری در آموزش زنان و افزایش دسترسی آنها به آموزش ، کسب اعتبار و حقوق قانونی مناسب ، اقداماتی در جهت بدست آوردن وضعیت مطلوب و رضامندی در زندگی توسط خود آنها ، همچنین داشتن استقلال اقتصادی از مواردی هستند که می توانند مفهوم بهتری از بدنیا آوردن فرزند در اذهان آنان ایجاد کنند . 

۳- کوچکتر بودن اندازه خانواده سبب آزاد شدن منابعی می شود که با استفاده از آن می توانند برای کار ، موفقیت بهداشتی ، آموزش یا سایر فعالیتها سرمایه گذاری کنند . با آموزش بهتر برای تعداد فرزند کمتر ، امکان موفقیت تحصیلی بالاتر برای فرزندان فراهم آمده  ، در ضمن  هزینه کمتری پرداخت می شود .

۴- در میان ملل در حال توسعه ، ۸۰۰ میلیون نفر بیکار یا دارای مشاغل نامطمئن هستند (یعنی تعداد بیشتری نسبت به نیروی کار جاری در کشورهای صنعتی ) این کشورها برای ابقای این وضعیت باید سالانه ۴۰ میلیون شغل جدید ایجاد کنند . آنها همچنین برای تامین سعادت جمعیت ۱۹ -  ۱۳ ساله نیاز به تامین بهداشت و آموزش جوانان خود و همچنین برنامه ریزی برای مراقبت از جمعیت مسن درحال رشد خود دارند .
 

دسته ها :
يکشنبه چهارم 5 1388
آیین نامه انتظامی رسیدگی به تخلفات صنفی وحرفه ای شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته درسازمان 
دراجرای ماده ۲ومواد ۲۸ تا ۴۳ قانون سازمان نظام پزشکی مصوب ۲۵/۱/۸۳ مجلس شورای اسلامی که در تاریخ ۱۶/۸/۸۳ با اصلاحاتی به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده وبه منظور تلاش در راستای پیشبرد و اصلاح امور پزشکی و حفظ شئون جامعه پزشکی و حمایت از حقوق صنفی و حرفه ای شاغلین حرفه های پزشکی و همچنین حفظ وحمایت ازحقوق بیماران، رسیدگی به تخلفات صنفی وحرفه ای شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته موضوع ماده ۴ قانون سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران به شرح مواد آتی در دادسراها، هیاتهای بدوی انتظامی شهرستانها، هیاتهای تجدید نظر انتظامی استانها و هیات عالی انتظامی مستقر در سازمان نظام پزشکی مرکز صورت می گیرد. 
فصل اول : تعریف، شرح وظایف و تخلفات صنفی و حرفه ای 
قسمت اول : تعریف (ماده ۱)
ماده ۱- حرفه های پزشکی و وابسته به امور پزشکی موضوع ماده ۲۸ قانون سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران که از این پس به اختصار قانون نامیده می شود عبارتند از: پزشکان ، دندانپزشکان ، دکترهای داروساز ، متخصصین و دکترای علوم آزمایشگاهی (حرفه ای یا متخصص ) نشخیص طبی ، مامایی و سایر لیسانسیه های پروانه دار گروه پزشکی ، فارغ التحصیلان کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و بالاتر شاغل در رشته های علوم آزمایشگاهی ، بینایی سنجی ، شنوایی سنجی ، گفتار درمانی ، ایمولونوژی ، بیوتکنولوژی پزشکی، رادیولوژی ، بیورادیولوژی پزشکی ، رادیو تراپی ، پرستاری، اطاق عمل ، هوشبری، علوم دارویی، تغذیه، مبارزه با بیماریها، بهداشتکاری دهان و دندان ، کاردان دندانپزشکی ، شاخه های مختلف بهداشت ، توانبخشی ، فیزیوتراپی، بیوشیمی پزشکی ، خدمات اجتماعی و مددکاری، سایر رشته های علوم پایه پزشکی ، روانپزشکی بالینی ، روانشناسی بالینی و کودکان استثنائی ، کایرو پراکتیک ، ژنتیک پزشکی و نیز سایر حرفه های وابسته به امور پزشکی که فعالیت آنها نیاز به اخذ مجوز از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران دارد. تبصره : شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته موضوع این ماده افرادی هستند که در یکی از مراکز تحقیقاتی ، درمانی ، آموزشی و بهداشتی اعم از خصوصی ، دولتی و تعاونی پزشکی ، وابسته به دولت یا خیریه یا حسب مورد ، مطب یا دفتر کار اشتغال دارند و از این پس به اختصار ” شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته ” نامیده می شوند . . 
قسمت دوم : شرح وظایف و تخلفات صنفی و حرفه ای   (ماده  ۲- ۲۸)
ماده ۲- شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته مکلفند بدون توجه به ملیت، نژاد، مذهب و موقعیت اجتماعی- سیاسی و اقتصادی بیماران حداکثر تـــــــلاش ممکن را در حدود وظایف قانونی و حرفه ای خود به کار ببرند.
ماده ۳- شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته باید طبق موازین علمی، شرعی و قانونی با رعایت نظامات دولتی ، صنفی و حرفه ای انجام وظیفه کرده و از هرگونه سهل انگاری درانجام وظایف قانونی بپرهیزند.
ماده ۴- شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته حق افشای اسرار و نوع بیماری بیمار، مگر به موجب قانون مصوب مجلس شورای اسلامی را ندارند.
ماده ۵- شاغلین حرفه های پزشکی موضوع ماده ۱ این قانون موظف به پذیرش آن تعداد بیمار هستند که بعداز تشخیص و اعلام سازمان نظام پزشکی ، حسب مورد، انجام خدمات آنان در یک زمان مناسب ، میسر باشد .
ماده ۶- انجام امور خلاف شئون پزشکی که مصادیق آن توسط سازمان نظام پزشکی اعلام خواهد گردید، توسط شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته ممنوع است و باید از ارتکاب کارهایی که موجب هتک حرمت جامعه پزشکی می شود خودداری کنند. ماده ۷- تحمیل مخارج غیر ضروری به بیماران ممنوع است. تعیین مصادیق مخارج غیر ضروری براساس نظر کمیته کارشناسی تخصصی دادسراها و هیاتهای انتظامی میباشد .
ماده ۸- ایجاد رعب و هراس در بیمار با تشریح غیر واقعی وخامت بیماری یا وخیم جلوه دادن بیماری ممنوع است و پزشک می تواند به نحو مقتضی بیمار و بستگان را درجریان خطرات، وخامت و عواقب احتمالی بیماری قرار بدهد.
ماده ۹- تجویز داروهای روان گردان و مخدر به گونه ای که به حالت اعتیاد درآید ممنوع است، مگر در مواردی که بیمار از بیماری روانی یا از دردهای شدید ناشی از بیماری های غیر قابل علاج رنج ببرد یا ضرورت پزشکی مصرف آنها را ایجاب کند.
ماده ۱۰- شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته مکلفند در بخش غیر دولتی تعرفه های خدمات درمانی مصوب سازمان نظام پزشکی و در بخش دولتی تعرفه های خدمات پزشکی مصوب هیات دولت ( موضوع بند ک تبصره ماده ۳ قانون ) را رعایت کنند. ماده ۱۱- شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته حق ندارند هیچگونه وجه یا مالی را از بیماران علاوه بر وجوهی که توسط مسؤلان مؤسسه درمانی ذیربط طبق مقررات دریافت می شود ، وصول نمایند .
ماده ۱۲- شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته مکلفند در مواقعی که به منظور پیشگیری از بیماریهای واگیر یا درهنگام بروز بحران و سوانح از سوی سازمان نظام پزشکی و یا مراجع قانونی ذیربط اعلام می شود ، همکاری ممکن و لازم را معمول دارند . ماده ۱۳- جذب و هدایت بیمار از مؤسسات بهداشتی درمانی دولتی و وابسته به دولت و خیریه به مطب شخصی یا بخش خصوصی اعم از بیمارستان و درمانگاه و … و بالعکس به منظور استفاده مادی، توسط شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته ممنوع است.
ماده ۱۴- جذب بیمار به صورتی که مخالف شئون حرفه پزشکی باشد و همچنین هر نوع تبلیغ گمراه کننده از طریق رسانه های گروهی و نصب آگهی در اماکن و معابر، خارج از ضوابط نظام پزشکی ممنوع است. تبلیغ تجاری کالاهای پزشکی و دارویی از سوی شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته، همچنین نصب اعلانات تبلیغی که جنبه تجاری دارند، در محل کار آنها مجاز نیست. ماده ۱۵- انتشار مقالات و گزارشهای پزشکی و تشریح مطالب فنی و حرفه ای که خارج از ضوابط علمی پزشکی بوده و جنبه تبلیغاتی گمراه کننده داشته باشد، ممنوع است.
ماده ۱۶- استفاده شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته از عناوین علمی و تخصصی غیر تائید شده توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ممنوع است.
ماده ۱۷- تجویز داروهایی که از طرف وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی در فارماکوپه ( مجموعه دارویی کشور ) اعلام نشده باشد ، بدون توجیه علمی مورد تائید توسط سازمان نظام پزشکی و یا انجمن های علمی – تخصصی مربوط ، مجاز نمیباشد.
ماده ۱۸- پزشک معالج مسؤل ادامه درمان بیمار خود در حد توانایی و تخصص به استثنای موارد ضروری است ، مگر اینکه بیمار یا بستگان او مایل نباشند . تبصره - موارد اورژانس از شمول این ماده مستثنی است و پزشک مکلف به هرگونه اقدام درمانی بدون توجه به نظر و اذن بیمار یا همراهان او میباشد.
ماده ۱۹- در مواردی که مشاوره پزشکی لازم باشد ، انتخاب پزشک مشاور با پزشک معالج است. در صورتیکه بیمار یا بستگان او مشاوره پزشکی را درخواست نمایند، مشاوره پزشکی با نظر پزشک معالج به عمل می آید و اجرای دستورات پزشک مشاور با نظر پزشک معالج میباشد و چنانچه بیمار یا بستگان او بدون موافقت پزشک معالج ،از پزشک دیگری برای درمان بیمار دعوت به عمل آورند، در اینصورت پزشک معالج اول می تواند از ادامه درمان بیمار در موارد غیر اورژانس خودداری نماید.
ماده ۲۰- فروش دارو و محصولات آرایشی و بهداشتی و تجهیزات و لوازم پزشکی و محل طبابت توسط شاغلین حرفه های پزشکی بدون اخذ مجوز رسمی از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ممنوع است.
ماده ۲۱- مشخصات و طرز استفاده داروهای تجویز شده به بیمار باید توسط پزشک با خط خوانا و انشای قابل فهم در نسخه قید شود. تبصره - دکترداروساز موظف به توضیح ودرج چگونگی تجویزداروطبق نسخه پزشک است .
ماده ۲۲- صدور هر نسخه می باید براساس شرایط بیمار و اصول علمی نسخه نویسی صورت گیرد .
ماده ۲۳- مسئولان فنی مکلفند در تمام ساعات موظف، بر امور فنی مؤسسات پزشکی نظارت کنند.
ماده ۲۴- اندازه و سایر مشخصات سرنسخه ها، تابلوها و چگونگی درج آگهی در رسانه ها باید طبق ضابطه ای باشد که به تصویب شورایعالی نظام پزشکی میرسد .
ماده ۲۵- به کارگیری و استفاده از افراد فاقد صلاحیت در امور پزشکی و حرفه های وابسته در مؤسسات پزشکی و مطب ممنوع است.
ماده ۲۶- شاغلین حرفه های پزشکی مکلفند نشانی و تغییر نشانی و تعطیل مطب و مؤسسات پزشکی خود را به سازمان نظام پزشکی محل اطلاع دهند .
ماده ۲۷- شاغلین حرفه های پزشکی مکلفند در موارد فوریتهای پزشکی اقدامات مناسب و لازم را برای نجات بیمار بدون فوت وقت انجام دهند.
ماده ۲۸- مسؤلان فنی مؤسسات پزشکی اعم از دولتی، خصوصی و خیریه مکلفند علاوه بر قوانین و مقررات موجود در آئین نامه های مصوب وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی و سازمان نظام پزشکی ، ضوابط علمی و حرفه ای ذیربط را رعایت کنند . 
فصل دوم : مجازاتهای انتظامی  (ماده ۲۹ - ۳۳)
ماده ۲۹- مجــــــــازاتهای موضوع تبصره (۱) ماده ۲۸ قانون سازمان نظام پزشکی مصوب ۱۶/۸/۸۳ مجمع تشخیص مصلحت نظام به شرح زیر اعمال می شود :
الف- متخلفان از مواد ۲ ،۴ ،۵ ،۸ ،۱۸ ، ۱۹و ۲۲ ، ۲۴و ۲۶ این آیین نامه حسب مورد به مجازاتهای مقرر در بندهای ( الف ) یا( ب ). تبصره - متخلفان از مواد موضوع این بند به استثنای مواد ۲ ،۴ ،۸ و۲۴ در صورت تکرار به مجازاتهای مقرر در بند (ج) و در مورد موارد ۲ ،۴ ،۸ و۲۴ به مجازاتهای بند های (ج) یا (د).
ب- متخلفان از مواد ۹، ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۲۰، ۲۱و ۲۳ حسب مورد به مجازاتهای مقرر در بند های (ب)، (ج) یا (د).
پ- متخلفان از مواد ۷، ۱۰، ۱۱، ۱۲ ، ۱۳ ، ۱۴ و۲۵ حسب مورد به مجازاتهای مقرر در بند های (ج) ، (د) یا (ه).
ت- متخلفان از مواد ۲۷ و ۲۸ حسب مورد به مجازاتهای مقرر در بندهای (ج) ، (د) ، (ه) یا (و).
ث - متخلفان از مواد ۳ و ۶ به مجازاتهای مقرر در بندهای (ج) ، (د) ، (ه) ، (و) یا (ز).
ماده ۳۰- مفاد آرای قطعی هیاتهای انتظامی نظام پزشکی در مورد بندهای (پ) و (ث) ماده ۲۹ این آیین نامه در نشریات محلی و کثیرالانتشار کشور درج می شود.
ماده ۳۱- در مواردی که رای قطعی به محرومیت از اشتغال به امور پزشکی و حرفه های وابسته صادرمیشود،اشتغال محکوم علیه به حرفه های یاد شده در مدت محرومیت، در بخشهای خصوصی، عمومی، دولتی و یا خیریه ممنوع است.
ماده ۳۲- آثار محرومیتهای انتظامی اعمال شده با گذشت مواعد زیر زایل خواهد شد :
الف- مجازاتهای انتظامی مندرج در بندهای (الف) و (ب) تبصره ۱ ماده ۲۸ قانون، برای مرتبه اول محسوب نگردیده و در صورت تکراربه مدت یکسال بعد از اجرای رای قطعی .
ب- مجازاتهای انتظامی مندرج در بند (ج) تبصره ۱ ماده ۲۸ قانون، به مدت ۲ سال از تاریخ اجرای رای قطعی و در صورت تکرار به مدت ۳ سال.
ج- مجازاتهای انتظامی موضوع بندهای (د)،(و) و (ه) تبصره ۱ ماده ۲۸ قانون، به مدت ۵ سال از تاریخ اجرای رای قطعی و در صورت تکرار به مدت ۷ سال.
ماده ۳۳- مرجع تشخیص تمامی موارد تخلف از آئین نامه فوق ، دادسراها و هیاتهای انتظامی میباشند. 
دسته ها :
يکشنبه چهارم 5 1388

آشنایی با صندوق کودکان ملل متحد که اختصاراً یونیسف نامیده می شود .

این سازمان با این اعتقاد تاسیس شد که : حمایت و توجه به کودکان اساس پیشرفت بشر است و توجه کافی در سنین کودکی باعث پایه گذاری شخصیت محکمتری برای آینده افراد است؛

و با این هدف که : بر موانعی چون فقر، خشونت، مرض و تبعیض در مسیر زندگی کودکان غلبه کند.

اکنون نیز با تکیه بر اعتبار جهانی اش سعی دارد به اصلاحات و عقاید جدید جامه عمل بپوشاند و با کمک و همیاری، شرایطی فراهم آورد که هر کودک بتواند زندگی اش را به خوبی شروع کند. برای دستیابی به اهداف فوق بیش از ۷۰۰۰ نفر در ۱۵۷ کشور مختلف مشغول فعالیت هستند.

این سازمان یونیسف است : صندوق کودکان سازمان ملل متحد.

۸۷۵۶۷۴۵۷۴۵۶۴۷۶.jpg

انقلاب صنعتی و دوران جدید که مشخصه ویژه‌اش عقلانیت و علم محوری است، علی‌رغم تمام ارمغان‌هائی که برای بشریت همراه داشت وباعث رفاه، آگاهی و تجربه در نوع آدمی شد. لیکن سر منشأ بسیاری از بلایا و مصیبت‌ها نیز شد، چرا که از یک طرف، ثمرات این فرآیند فقط نصیب عده محدودی شد، و از طرف دیگر زیاده خواهی عده‌ای، دنیا را به سمت آشوب و بی‌سرو سامانی کشاند.
بروز دو جنگ جهانی اول و دوم یکی از اثرات نامطلوب این پدیده بود که باعث آوارگی میلیون‌ها انسان از جمله کودکان شد.
از طرفی دیگر وضعیت فقر و رفاه اکثر ملل به نحوی بود که نیاز به کار کودکان داشتند و از وضعیت بهداشتی نامطلوب رنج می‌بردند. این وضعیت به‌خصوص در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ قرن بیستم به شکل بسیار نگران کننده‌ای تبدیل شد.
بیگار، استثمار سوء استفاده، فقر، بی‌سرپرستی، و نابه‌هنجاری‌های دیگر از معضلات اجتماعی گروه سنی کودکان بود، که سبب تهدید سلامت اجتماعی کودکان و نسل‌های آینده می‌شد. در این شرایط سازمان ملل متحد که اولین سال‌های عمر خود را تجربه می‌کرد، برای رسیدگی به وضعیت کودکان صندوق کمک به کودکان سازمان ملل متحد را به‌وجود آورد که اختصاراً یونیسف نامیده شد. این صندوق اینک با عضویت اکثریت کشورهای جهان خدمات فراوانی به جامعه بشری ارایه داده و سبب بهبود ساخص‌های اجتماعی مربوط به کودکان در همه جهان به‌ویژه کشورهای در حال توسعه گردیده است. این نوشتار کوتاه برای شناخت وظایف و عمل‌کرد یونیسف تنظیم شده است.
تاریخچه یونیسف

این سازمان توسط مجمع عمومی ملل متحد در ۱۱ دسامبر سال ۱۹۴۶ تاسیس شد و در ابتدا به عنوان صندوق بین المللی نیاز های ضروری کودکان شناخته شده بود. یونیسف برای انجام تعهداتش سه دوره مختلف را انتخاب کرد :

در سال های بعد از جنگ ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۰ با اعلام مرحله اول پروژه اش با عنوان : “احتیاجات ضروری” که در حقیقت عملیاتی سریع برای رساندن غذا، پوشاک و مایحتاج اولیه جهت حفظ سلامت کودکان سراسر دنیا، خصوصاً اروپا بود، کار خود را آغاز کرد.

با هزینه ای حدود ۱۱۲ میلیون دلار فعالیت های زیر را انجام داد : پخش پوشاک بین ۵ میلیون کودک در ۱۲ کشور جهان؛ واکسینه کردن ۸ میلیون کودک در برابر مرض سل و فراهم کردن غذای کمکی روزانه برای میلیون ها کودک در اروپا ، که یکی از بزرگترین فعالیت هایش به شمار می رود.

در طول سال های ۱۹۵۱تا ۱۹۶۰یونیسف به فعالیت های قبلی ادامه داد و هم زمان در جهت رسیدن به اهداف بلند مدت نیز برنامه ریزی کرد. برای حفظ سلامت کودکان، سلسله عملیاتی بر علیه بیماری های سل، جذام، مالاریا و بیماری های عفونی انجام داد. قوانینی برای بهداشت محیط وضع کرد و افراد را به شرکت در کلاس های آموزش پرستاری و مراقبت از سلامت کودکان تشویق کرد.

به منظور بالا بردن استاندارد تغذیه کودکان، یونیسف به کشورها کمک کرد تا مواد غذایی دارای پروتئین بالا را با قیمت ارزان پخش کنند.

به منظور تامین رفاه اجتماعی کودکان، کلاس های آموزشی تربیت فرزندان و بهبود وضع خانوادگی را برای مادران تشکیل داد. مراکز نگهداری روزانه از کودکان، مراکز مشاوره خانواده و کانون نوجوانان را تاسیس کرد. برای کارهای فوق مبلغ ۱۵۰ میلیون دلار هزینه شد.

در سال های ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۰ یونیسف سیاتش را با اتخاذ تصمیم کمک به کودکان ملیت های مختلف برای پیشرفت ملت ها، گسترش داد. این بخش از پروژه ” اهداف کشوری” نام گرفت. از این مرحله به بعد یونیسف بر طبق نیازهای طبقه بندی شده برای کودکان در هر ملیت اقداماتش را تکمیل کرد.

در این مرحله طبیعتاً یونیسف علاوه بر نیازهای مادی درگیر احتیاجات و مشکلات ذهنی، روانی و شغلی کودکان نیز شد. بنابراین کمک هایی در زمینه آموزش معلمان و اصلاح برنامه های تعلیم و تربیت، اختصاص مبلغی برای آموزش مهارتهای کاربردی و استفاده از تکنولوژی جدید انجام داد. در این دهه هزینه ای بالغ بر ۳۰۰ میلیون دلار مصرف شد.

به طور خلاصه، پروژه های یونیسف چشم اندازی از آینده یک کودک است، هر کودک فردی است که در آینده باعث بوجود آمدن “تغییرات اقتصادی و اجتماعی” خواهد شد.

در دهه هفتاد، یونیسف اقداماتش را با دولت ها هماهنگ کرده و سعی در بالا بردن کیفیت زندگی کودکان ملت های در حال توسعه داشت و تا سال ۱۹۷۵ سالیانه مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار را برای این هدف تخصیص داد. به علاوه از شرکت های بین المللی و چندملیتی نیز تقاضای حمایت و کمک کرد.

هر چند که آمار موجود در ارتباط با تاریخچه فعالیتهای یونیسف تنها بیانگر بخش کوچکی از اقدامات مفید انجام شده توسط این سازمان است، اما به هر حال اشاره ای است به اهداف نهایی سازمان.

صندوق کودکان ملل متحد که اختصاراً یونیسف نامیده می‌شود در سال ۱۹۴۶ توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به‌وجود آمد این صندوق به توصیه شوراء اجتماعی اقتصادی برای ارائه کمک‌های اضطراری به کودکان و نوجوانان قربانی مصایب جنگ جهانی دوم، طبق ماده ۵۵ قانون اساسی به‌وجود آمد.
چند سال بعد مجمع عمومی سازمان ملل متحد، مأموریت یونیسف را به‌صورت آزمایشی برای پاسخ‌گوئی به نیازهای اجتماعی، اقتصادی و روانی میلیون‌ها کودک بی‌سرپرست به‌ویژه در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه، تعدیل کرد.
در اکتبر ۱۹۵۳، مجمع عمومی تصمیم گرفت یونیسف به‌عنوان بازوی دائمی سازمان ملل متحد کار خود را ادامه دهد، و نام آن‌را به صندوق کودکان سازمان ملل متحد تغییر داد، اگرچه علامت اختصاری و شناخته شده یونیسف را حفظ کرد.
امروزه صندوق کودکان سازمان ملل متحد، به‌عنوان یکی از ارکان فرعی مجمع عمومی سازمان ملل متحد در بیش از ۱۵۰ کشور جهان، ارایه خدمات فرهنگی، اجتماعی خود را ادامه می‌دهد.
● هدف یونیسف
اهداف یونیسف نیز باید زیر مجموعه‌ای از اهداف مجمع عمومی سازمان ملل متحد باشد. منتهی با این پیش شرط که دایره خدمات آن به گروه سنی محدودتر که کودکان هستند، تحدید می‌گردد.
این نکته یادآوری گردید که شرایط جنگ جهانی دوم و اوضاع نامطلوب میلیون‌ها کودکی که مستقیماً از اثرات این چنگ ضربات روحی و روانی و بهداشتی ویرانگری دیدند سبب تشکیل یونیسف گردید.

هدف یونیسف بهبود وضعیت این کودکان است، ولی این هدف مربوط به سال‌های نخست بعد از جنگ جهانی دوم و اغلب کشورهای اروپائی و آسیائی و آفریقائی بود که از این جنگ صدماتی دیدند.
به‌ویژه کشورهای در حال توسعه را نیز در بر گرفت. در حال حاضر می‌توان اهداف یونیسف را در این موارد مهم بیان کرد:
الف) کمک به بهداشت و یا گسترش بهداشت کودکان به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه.
ب) کمک به بهبود وضعیت رفاهی کودکان.
ج) جلوگیری از استثمار و یا بیگاری کودکان.
د) پائین آوردن سطح مرگ و میر کودکان.
ه) دفاع از حقوق کودکان و پیشگیری از کودک آزاری در قالب دفاع از حقوق بشر.
● زمینه فعالیت‌های یونیسف
یونیسف موفق شده است که چارچوبی برای حمایت و دفاع از کودکان فراهم نموده و در جهت شناسائی نیازهای آنها اقداماتی انجام دهد. لذا یونیسف، طرح‌های ملی دولت‌ها را از جهت تأثیر آن طرح‌ها بر میزان تندرستی و میزان مرگ و میر کودکان مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد.
یونیسف با توجه به منابع مالی و تجهیزات خود، امکانات و ابزاری که دولت‌ها برای کنترل و پیشگیری یا مهار بیماری‌ها و بهبود تغذیه و یا تأسیس مراکز بهداشتی ـ درمانی نیاز دارند را تأمین می‌کند.
همچنین هزینه آموزش معلمان، متخصصان تغذیه، مددکاران بهداشت، به‌ویژه برای فعالیت آنها در جوامع بومی خودشان را پرداخت می‌کند.
● یونیسف در سال ۱۹۷۶ استراتژی متکی بر جامعه را به‌منظور پاسخ‌گوئی به نیاز میلیون‌ها کودک در جهان در حال توسعه که حتی از ابتدائی‌ترین امکانان بهداشتی، خدمات تغذیه‌ای و آموزش و پرورش محروم‌اند، اتخاذ کرد.
از دید کارشناسان، این راه مؤثر، علمی و ارزان می‌باشد. به این منظور یونیسف بهورزان محلی را برای ارائه خدمات در زمینه مراقبت‌های بهداشتی، تغذیه، آب آشامیدنی سالم، آموزش و پرورش و نیز آموزش مادران و حمایت‌های دیگر از زنان و کودکان آموزش می‌دهد.
این صندوق همچنان، در زمینه تغذیه نوزاد از شیر مادر و تشویق مادر با سازمان بهداشت جهانی همکاری‌های نزدیکی داشته است.
از دیگر زمینه‌های مهم فعالیت یونیسف، اجراء گسترده برنامه واکسیناسیون کودکان جهان بود که تا سال ۱۹۹۰ علیه ۶ بیماری اصلی کودک سرخک، دیفتری، سیاه سرفه، کزاز، سل و فلج اطفال انجام شد.

یونیسف با همکاری سازمان بهداشت جهانی این پروژه را به انجام رسانده است.
سایر زمینه‌های فعالیت یونیسف را می‌توان بهداشت مادر و کودک، آموزش و پرورش و رفاه اجتماعی کودکان یاد کرد. یونیسف به تقاضای دولت‌ها برای بهبود وضعیت کودکان ملل جهان به‌ویژه کشورهای در حال توسعه و یا توسعه نیافته، با تأکید بر کشورهای فقیر و توسعه نیافته‌تر، بدون توجه به نژاد، مذهب و جنبش، به آنها یاری می‌رساند.
● ساختار تشکیلاتی یونیسف
یونیسف از ارکان فرعی مجمع عمومی است که دارای وضعیت حقوق نیمه مستقل در نظام ملل متحد می‌باشد. این صندوق دارای سه رکن عمده می‌باشند. این صندوق دارای سه رکن عمده می‌باشند که عبارتند از:
۱) هیئت اجرائی
۲) دبیرخانه
۳) دفاتر منطقه‌ای
هیئت اجرائی که سیاست و خط ‌مشی یونیسف را تعیین می‌کند و در مورد برنامه‌ها و مخارج یونیسف تصمیم‌گیری می‌کند، باید پاسخگوی اقدامات خود در برابر شورای اقتصادی ـ اجتماعی مجمع عمومی باشد.
هیئت اجرائی دارای ۴۱ عضو می‌باشد که برحسب توزیع جغرافیائی و نمایندگی کشورهای اصلی اهداء کننده و دریافت کننده کمک از سوی شورای اقتصادی ـ اجتماعی برای یک دوره سه ساله انتخاب می‌شوند.
معمولاً این دوره‌ها از اول اوت سال انتخاب آغاز شده و در ۳۱ ژوئیه سه سال بعد پایان می‌پذیرد، توزیع کرسی‌های هیئت اجرائی به شرح ذیل است:
ـ کشورهای آفریقائی ۹ کرسی
ـ کشورهای آسیائی و یوگسلاوی ۹ کرسی
ـ کشورهای اروپائی شرقی ۴ کرسی
ـ کشورهای آمریکائی لاتین ۶ کرسی
ـ کشورهای اروپای غربی و سایر کشورها ۱۲ کرسی یک کرسی دیگر هر سه سال یک بار به تناوب بین گروه‌های فوق توزیع می‌گردد.
مدیر اجرائی نیز مسئول دبیرخانه یونیسف می‌باشد، وی مسئول اداره یونیسف بوده و از سوی دبیر کل سازمان ملل متحد و با مشورت هیئت اجرائی منصوب می‌گردد.

۷۶۶۵۶۸۷.jpg
دفاتر منطقه‌ای وظیفه دارند که اهداف یونیسف را در هر منطقه عملی کنند. دفاتر یونیسف عبارت‌اند از:
الف) دفاتر منطقه‌ای یونیسف برای آفریقای شرقی و جنوبی (نایروبی - کنیا)
ب) دفاتر منطقه‌ای یونیسف آفریقای مرکزی و غربی (ابی‌جان - ساحل‌عاج)
ج) دفاتر منطقه‌ای یونیسف آمریکائی (بوگوتا ـ کلمبیا)
د) دفاتر منطقه‌ای یونیسف آسیای شرقی، پاکستان (بانکوک ـ تایلند)
هـ) دفاتر منطقه‌ای یونیسف خاورمیانه و آفریقای شمالی (امارات - اردن)
و) دفاتر منطقه‌ای یونیسف جنوب آسیای مرکزی (دهلی نو - هندوستان)
مقر یونیسف در نیویورک می‌باشد، علاوه بر آن دارای دفاتری در ژنو، کپنهاک، سیدنی و توکیو نیز می‌باشد.
● منابع مالی و درآمدهای یونیسف
درآمدهای یونیسف تماماً از کمک‌های داوطلبانه دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و بین‌الدولتی و سازمان‌های غیر‌دولتی و افراد تأمین می‌شود.
حدود سه چهارم این منابع را دولت‌های عضو تأمین می‌کنند و بقیه از طریق منابع غیر دولتی از قبیل سازمان‌های غیر دولتی و فروش کارت‌های تبریک و سایر تولیدات یونیسف تأمین می‌شود.
بیشتر کمک‌های دریافتی برای پرداخت هزینه‌های برنامه‌های یونیسف مصرف می‌شود و بقیه صرف اجراء طرح‌های مصوب می‌شود. کمترین سهم از این درآمدها به کمک‌های اضطراری و فوری یونیسف به کودکان آسیب دیده از زلزله، سیل و جنگ هزینه می‌شود.
اصولاً در مقابل هر دلار کمک یونیسف به اجرائی این برنامه‌ها دولت دریافت کننده کمک مؤظف است مبلغی مساوی با همان به یونیسف پرداخت کند. دلیل این امر به این مسئله بر می‌گردد که یونیسف معتقد است مسئولیت مراقبت اولیه از کودکان از سوی دولت‌های مربوطه می‌باشد. میزان کمک هر دولت توسط شورای اجرائی یونیسف تعیین می‌شود.

خلاصه ای از آخرین آمار فعالیت های انجام شده این سازمان به شرح زیر است :
•  ۷۱ میلیون کودک مورد آزمایش تراخم قرار گرفتند و از این تعداد ۴۳ میلیون درمان شدند.
•  ۴۲۵ میلیون کودک از لحاظ ابتلا به بیماری های عفونی آزمایش شدند و از این تعداد نیز ۲۳ میلیون معالجه شدند.
•  ۴۰۰ میلیون کودک در مقابل بیماری سل واکسینه شدند و میلیون ها کودک از ابتلا به بیماری مالاریا در امان ماندند.
•  ۴۱۵ هزار کودک مبتلا به بیماری جذام درمان شده و از مراکز مربوطه مرخص شدند.
•  ۱۲ هزار مرکز درمان در روستاها و هزاران بخش زایمان در ۸۵ کشور مختلف بنا شد.
•  کمک هایی جهت احداث ۲۵۰۰ مرکز آموزش معلمان، ۵۶ هزار مدرسه ابتدایی و راهنمایی، ۹۶۵ مرکز کارآموزی و ۶۰۰ مرکز برای آموزش تغذیه صحیح به پرسنل، انجام شده است.
•  امکانات و تجهیزات لازم برای راه اندازی ۴۰۰۰مرکز تغذیه و ۹۰۰۰ فضای سبز فراهم شده است.
•  ۲۵۰۰ مرکز نگهداری روزانه، ۳۰۰ کانون مخصوص بانوان و ۳۵۰۰ انجمن تاسیس شده.
•  غذای کمکی و پوشاک بین میلیون ها کودک توزیع شده و کمک های ضروری برای صدها هزار کودک قربانی در سیل، زلزله و حوادث طبیعی دیگر که احتمال وقوع آنها وجود دارد، فراهم شده است.
● عمل‌کرد یونیسف در ایران
جمهوری اسلامی ایران از جمله اعضاء یونیسف است که دیرتر از سایرین به این صندوق پیوست کشور ایران در سال ۱۳۶۲ هـ.ش (۱۹۸۳) عضو این صندوق شد. همکاری یونیسف با وزارت بهداشتی و درمان، در ارتباط با طرح واکسیناسیون عمومی و مبارزه با بیماری‌های اسهال متمرکز بوده است.
در این دوره همکاری یونیسف به‌صورت ارائه خدمات مشاوره‌ای از طریق کارشناسان فعالیت‌های آموزشی، تهیه تجهیزات و حمایت مالی از طرح‌های دولت بوده است.
مهمترین اقدامات یونیسف در ایران کاهش میزان مرگ‌ومیر کودکان است. در سال ۱۹۸۸ سه محور مهم شروع شد که این اقدامات عبارت است از:
۱) تشریع دو برنامه واکسیناسیون در استان‌هائی که سطح واکسیناسیون در آنها پائین است.
۲) تسریع آموزش ماماهای دوره دیده.
۳) سازماندهی مبارزه ملی با بیماری‌های اسهالی از طریق مایه درمانی خوراکی.
سایر اقدامات یونیسف در ایران در دهه ۱۹۹۰ را می‌توان به این شرح ذکر کرد:
۱) ادامه حمایت از طرح واکسیناسیون همگانی و گسترش پوشش طرح مزبور در مناطقی که نیاز بیشتری به این حمایت دارند.
۲) مشارکت در بازسازی سیستم‌ها و مراکز بهداشتی و مراکز آموزش بهورزی در مناطق جنگ زده.
۳) کمک به پناهندگان افغانی مقیم ایران و ارایه خدمات به مادران و کودکان افغانی.
۴) ارایه کمک‌های اضطراری به زلزله زدگان ۳۰ خرداد ۱۳۶۹ در استان‌های زنجان و گیلان.
۵) فعالیت‌های حمایتی در زمینه برنامه‌ریزی ایمنی دوران بارداری و تنظیم خانواده.
۶) آموزش بهداشت در مورد بیماری ایدز و همکاری با وزارت بهداشت در افزایش آگاهی عمومی.
۷) وارد کردن پیام‌های بهداشتی در کتاب‌های دوره نهضت سوادآموزی در اثر ترغیب و تشویق مداوم یونیسف.
۸) فعالیت‌های تبلیغی درباره کنفرانس سران برای کودکان و تشویق مقامات ایرانی جهت پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک.
۹) حمایت از برنامه‌های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در زمینه کنترل بیماری‌های حاد تنفسی از طریق ارایه کمک‌های فنی و تهیه مطالب کمک آموزشی

دسته ها :
يکشنبه چهارم 5 1388

دستورالعمل چگونگی تحصیل همزمان در دو رشته تحصیلی

متن قانون:
 
ابلاغیه (از دستورالعمل ها)
 در اجرای تبصره ماده ۴ آیین نامه آموزشی دوره های کاردانی و کارشناسی مصوب جلسه ۳۳۹ شورای عالی برنامه ریزی (اردیبهشت ۱۳۷۶ )، این دستو رالعمل به منظور تعیین ضوابط و شرایط تحصیل ابلاغ می گردد.
 
ماده ۱ (از دستورالعمل ها)
 در این دستورالعمل به شورای هدایت استعدادهای درخشان در آموزش عالی « شورا » و به سازمان سنجش آموزش کشور « سازمان سنجش » و به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری « وزارت » و دانشجوی ممتاز به شرحی که در ماده ۲ تعریف می شود « دانشجو »اطلاق می گردد.
 
ماده ۲ (از دستورالعمل ها)
 دانشجویان مشمول این دستورالعمل عبارتند از:
الف – برگزیدگان آزمون سراسری با معرفی سازمان سنجش
ب- برگزیدگان المپیادهای علمی دانش آموزی کشور با معرفی وزارت آموزش و پرورش (موضوع مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی با عنوان پذیرش دانش آموزان برگزیده دردانشگاه بدون شرکت در آزمون سراسری)
ج- برگزیدگان جشنواره خوارزمی با معرفی سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران
تبصره ۱: برگزیدگان آزمون سراسری موضوع بند الف، کسانی هستند که مجموع نمرات اکتسابی آنها در آزمون سراسری حداقل دو و نیم انحراف معیار از میانگین نمرات در گروه آزمایشی مربوط بالاتر باشد.
تبصره ۲: دانشجویانی که فاقد شرایط مذکور در بندهای الف تا ج باشند، اما به دلیل داشتن ویژگیهای استثنایی به تشخیص گروه آموزشی مربوط و تأیید شورای آموزشی دانشگاه، دانشجوی ممتاز شناخته شوند ، از سوی دانشگاه به شورا معرفی می شوند تا پس از بررسی و تأیید شورا بتواند از مزایای این آیین نامه بهر همند شوند.
 
ماده ۳ (از دستورالعمل ها)
 رشته دوم انتخابی دانشجو برای تحصیل همزمان باید :
الف – در مقطع کارشناسی باشد
ب- جزو رشت ههای مورد تأیید شورای هدایت استعدادهای درخشان باشد.
تبصره ۱: رشته دوم انتخابی دانشجو باید از رشته های مورد نیاز توسعه فرهنگی (مانند رشته الهیات و زبان ادبیات فارسی ) و یا مورد نیاز توسعه علمی کشور (مانند رشته های علوم پایه و فلسفه ) و یا از نظر علمی مکمل رشته اول دانشجو (مانند رشته شیمی و زیست شناسی برای دانشجویان رشته پزشکی و فیزیک و ریاضی برای دانشجویان رشته های مهندسی و رشته زبان خارجی برای اغلب رشته ها) و یا شکوفاکننده ذوق هنری دانشجو (مانند رشته های گروه آزمایشی هنر) باشد.
تبصره ۲: سایر رشته های مورد تقاضای دانشجویان ممتاز، که در تبصره ۱ این ماده ذکر نشده است، باید پس از بررسی و تأیید شورای آموزشی دانشگاه، برای تأیید نهایی شورا به معاونت آموزشی وزارت ارسال شود.
 
ماده ۴ (از دستورالعمل ها)
 دانشجو برای تحصیل در رشته دوم می تواند پس از گذراندن حداقل دو نیمسال تحصیلی، درخواست خود را که به تأیید استاد مشاور رسیده است، به معاونت آموزشی دانشگاه محل تحصیل خود تسلیم نماید . معاونت آموزشی دانشگاه کتبًا وی را به دانشکده مربوط در همان دانشگاه یا دانشگاه دیگر معرفی و مراتب را به معاونت آموزشی وزارت منعکس می کند.
 
ماده ۵ (از دستورالعمل ها)
 دانشجو فقط برای یک بار می تواند از مزایای این دستورالعمل استفاده کند و در حین تحصیل در رشته دوم، حق تغییر آن را ندارد.
 
ماده ۶ (از دستورالعمل ها)
 علاوه بر دروس عمومی در صورتی که برخی از دروس پایه، اصلی و تخصصی در دو رشته تحصیلی مشترک باشد، گذراندن آن دروس در رشته اول کافی است.
 
ماده ۷ (از دستورالعمل ها)
 دانشجو می تواند با تأیید استاد مشاور در هر نیمسال تحصیلی، حداکثر ۲۷ واحد از مجموع دروس دو رشته را انتخاب نماید.
 
ماده ۸ (از دستورالعمل ها)
 حداکثر مدت تحصیل برای دانشجویان مشمول این دستورالعمل، مدت مجاز تحصیل در رشته اول آنهاست. تبصره : شورای آموزشی دانشکده رشته دوم می تواند درموارد خاص حداکثر تا دو نیمسال تحصیلی به طول د وره اضافه نماید در این صورت باید مراتب را به دانشکده محل تحصیل رشته اول اعلام کند.
 
ماده ۹ (از دستورالعمل ها)
 مادام که دانشجو دروس هر دو رشته را به پایان نرسانده است، شاغل به تحصیل شناخته میشود و معرفی وی به اداره نظام وظیفه پس از فراغت از تحصیل در دو رشته خواهد بود. تبصره : در صورت انصراف دانشجو از ادامه تحصیل در یکی از دو رشته، با اتمام تحصیل در یک رشته فار غالتحصیل می شود.
 
ماده ۱۰ (از دستورالعمل ها)
 دانشجو به لحاظ اتمام تحصیلات در هر یک از دو رشته می تواند در آزمون ورودی مقطع بالاتر آن رشته شرکت کند.
 
ماده ۱۱ (از دستورالعمل ها)
 به دانشجویی که با تأیید گر وه آموزشی رشته دوم موفق به گذراندن واحدهای درسی لازم از دروس مقطع کارشناسی آن رشته شده باشد، مدرک رسمی اتمام تحصیل در مقطع کارشناسی رشته دوم اعطاء میشود.
 
ماده ۱۲ (از دستورالعمل ها)
 سایر مقررات مربوط به تحصیل همزمان در دو رشته، تابع آیین نامه آموزشی دوره کارشناسی مصوب شورای عالی برنامه ریزی و مقررات مصوب وزارت می باشد.
 
ماده ۱۳ (از دستورالعمل ها)
 این دستورالعمل به صورت آزمایشی طی مدت دو سال تحت نظر معاونت آموزشی وزارت، اجرا می شود و در پایان این مدت، مورد بازنگری شورا قرار می گیرد.
 
ماده ۱۴ (از دستورالعمل ها)
 این دستورالعمل در ۱۴ ماده و ۶ تبصره در تاریخ ۱۵/۱۱/۷۷ به تصویب شورای هدایت استعدادهای درخشان در آموزش عالی رسید و از تاریخ تصویب قابل اجرا است.
 

دسته ها :
يکشنبه چهارم 5 1388
X